عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٢ - فصل سوم مشكل وجود منافقان در ميان صحابه
خدا بر آن نيست كه مؤمنان را به اين حالى كه شما بر آن هستيد، واگذارد تا اين كه پليد را از پاك جدا كند.
خداوند به فضل و كرمش، هنگام جداسازى نيكان از بدان و امتحانى كه سنت خداوند در بين بندگانش است، ما را يارى فرمايد، چنانكه در آيه شريفه مىفرمايد:
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ* وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ؛[١]
آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرندء؟ و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند، آزموديم، تا خدا آنان را كه راست گفتهاند معلوم دارد و دروغگويان را نيز معلوم دارد.
فصل سوم: مشكل وجود منافقان در ميان صحابه
برخى گفتهاند: نفاق ميان مسلمانان در مدينه نمايان شد؛ زيرا در مكه اثرى از آن نبود؛ چراكه مسلمانان در مكه نيرويى نداشتند كه مردم از آنان بترسند؛ همچنين، ثروتى هم نداشتند كه مردم به آنان طمع ورزند؛ پس، هيچ انگيزهاى براى اظهار اسلام و پنهان كردن كفر وجود نداشت.
در پاسخ گفتهاند كه نفاق چرا از ترس و طمع در منفعت فعلى و نقدى، عوامل ديگرى نيز دارد، مانند: حميّت، تعصّب و ميل به تجدد و طمعورزى به منافع بالقوه و آينده و حتى منافع احتمالى، چنانكه قرآن نيز به آن شهادت مىدهد. در سوره مدّثر كه مكى است، آمده است:
وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا؛[٢]
[١] . عنكبوت، آيات ٢ و ٣.
[٢] . مدثر، آيه ٣١.