رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - پاره از حقوق اعضاى فاميل
يا حق او را ندهد، شرط باطل و عقد صحيح است.
٣- شرط خيار فسخ عقد، در نكاح دايمى و موقتى براى هركدام از زن و شوهر باطل است، بلى اگر زن شرط كند كه از جانب شوهر مطلقا يا در بعضى از حالات وكيل طلاق خود باشد، شرط صحيح است و بر شوهر لازم است به آن وفا كند و نمىتواند زن را بعداً از اين وكالت عزل كند.
٤- اگر زن شرط كند شوهر نبايد با او نزديكى كند، شرط بر شوهر لازم مىشود.
٥- اگر زن بر شوهر سكونت در شهر يا منزل خاصى را شرط كند بايد شوهر به آن عمل كند؛ ولى اگر زن در هردو مسأله بعداً راضى شود، شرط بى اثر مىشود.
٦- اگر زن در عقد، شرط كند كه شوهر نبايد جز او زن ديگر بگيرد، شرط لازم مىشود؛ ولى اگر شوهر زن گرفت عقد او صحيح است هرچند گنه كار مىشود.
٧- حق مرد بر زن اين است كه هر وقت مرد نزديكى و يا استمتاعات ديگر را خواست، او بايد تمكين و اطاعت كند و نبايد او را از خود دفع كند مگر اينكه شرعاً حرام باشد، مانند نزديكى در ايام حيض ونفاس و يا از نظر طب ضرر داشته باشد، مانند حملى كه موجب مرگ و يا مرض و يا عيب مهمى براى زن شود.
٨- اگر مرد يا زن حمل را نخواهد ديگرى آن را تحميل نمىتواند، بار دار شدن زن و زاييدن او حق هيچ كدام به تنهايى نيست و بايد هردو راضى باشند.
٩- دومين حق مرد بر زن اينست كه بدون اذن شوهر از خانه برون نرود.
تبصره
زن مىتواند به وسيله شرط در ضمن عقد، اين دو حق شوهر را اسقاط كند.
١٠- گاهى هردو حق يا يكى در فرض تحقّق حرج و ضرر و يا دستور شرعى