رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦ - حمد و شكر خداوند
حدوث و بقاى خود- در هر ثانيه محتاج به افاضه حق است و قطع اين افاضه در يك لحظه مساوق با محو همه است بدانيم.
ولى بايد بگوييم و من و تو بفهميم كه نعمت هاى او بر جهان هرچند زياد است و قابل تشكر، ولكن نسبت به ذات لايتناهى و وجود مطلق غير محدود خالق، ناچيز است!!
بنابراين وظيفه شكرگزارى ما در قدم دوم است و وظيفه اصلى و سرنوشت ساز ما حمد خداوند است.
حمد بر وجود و عظمت لايتناهى و قدرت و علم لايتناهى و بر حكمت نافذه او در همه ذرات اتمها و آفرينش كهكشان ها و تدوير آنها، حمد و سپاس بر هستى ذات و صفات او كه از يك كاترليون جزء يك جزء آن ها را نمىدانيم، و تنها افتخار ما اين است كه جهل مركب ما تا حدكمى تبديل به جهل بسيط شده و مقدار كمى به نادانى مطلق خود به خالق جهان ملتفت شده ايم، و البته ذكر" يك جزء از يك كاترليون جزء" بازهم از نادانى ما سر مى زند، بلكه جمله «يك جزء از كاترليون ها كاترليون» باز هم از عجز و نادانى ما است! آخر نسبت محدود به غير متناهى به عبارات و ارقام بيان نمىشود، فقط عقل افضل البشر اجمال آن را درك مىكند كه به او- صلى الله عليه و آله و سلم- نسبت داده شده: «ما عرفناك حق معرفتك».
سوال سرنوشت ساز اين است كه ما چگونه خداوند را حمد كنيم كه در عين نادانى و عجز خود حد اكثر استفاده را ببريم و به فضل و كمك او به كمال نفس بىكمال خود بيفزاييم؟
احتمالًا بهترين ذكر قلبى و لسانى جمله نورانى: «سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» است. كه با دو نكته مىتوان عقل سرگردان و ناچيز خود را اگر إرضا نتوانيم اقناعش كنيم: