رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٤ - ٧) نظريه جعفر صادق در ساختمان بدن انسان
جعفر صادق از اين جهت نابغه بود كه عقلش چيز هايى را ادراك مى كرد كه ديگران قادر به ادراكش نبودند و چشمش چيز هايى را مى ديد كه ديگران نمىتوانستند ببينند.
كسانى هستند كه مى گويند تمام دانستنى ها در شعور باطنى هر كس هست، ولى بين شعور ظاهرى افراد و شعور باطنى آنها يك حجاب ضخيم وجود دارد كه مانع از اين است كه افراد بتوانند عرصه نامحدود شعور باطنى خود را ببينند و از معلوماتى كه در آن جا هست استفاده نمايند، و تفاوت يك نابغه با افراد عادى اين است كه او به عرصه نامحدود شعور باطنى خود راه دارد و از معلوماتى كه در آنجا هست استفاده مىكند.
برگسون[١] مى گفت كه يك اتم، به همان دليل كه از آغاز پيدايش خلقت يا از آغاز پيدايش كره زمين وجود داشته داراى تمام معلومات جهان است، به طريق اولى سلول هاى جاندار بدن انسان از تمام معلومات و تاريخ دنيا از روز به وجود آمدن سلول جاندار تا امروز آگاه مىباشد.
آنچه ديگران مى گفتند كه راه يافتن به عرصه نامحدود شعور باطنى مىباشد،
[١] -« هانرى برگسون» فيلسوف فرانسوى كه در سال ١٩٤١ ميلادى در سن هشتاد و يك سالگى زندگى را بدرود گفت، در حكمت دو نظريه ابراز كرد يكى نظريه« الان ويتال» يعنى« جهش حياتى» و ديگرى نظريه« استنباط زمان از روى توالى وقايع». در مورد نظريه اول مى گفت آدمى همه چيز را به وسيله فكر مى فهمد اما اگر« جهش حياتى» نباشد با فكر نخواهد توانست چيزى بفهمد، و فرق نوابغ با ديگران اين است كه« جهش حياتى» آنها قوى مى باشد. در مورد نظريه دوم مى گفت زمان نه قابل احساس است نه قابل اندازه گيرى و فقط از روى توالى وقايع مى توان به گذشتن زمان پى برد، و اگر وقايع، توالى نداشته باشد نمى توان زمان را ادراك كرد، و به همين جهت وقتى انسان زندگى را بدرود گفت چون ديگر براى او توالى وقايع وجود ندارد يك ثانيه و يك مليون سال برايش( اگر احساس داشته باشد) مساوى است. معرفى كردن فلسفه برگسون در اين مختصر نمى گنجد و او از فيلسوفانى است كه در افكار فلسفى نيمه اول قرن بيستم اثر گذاشت.( مترجم كتاب مغز متفكر جهان شيعه).