رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٥ - ٧) نظريه جعفر صادق در ساختمان بدن انسان
برگسون فرانسوى «جهش حياتى» مى ناميد و مى گفت تفاوت يك نابغه با افراد عادى اين است كه «جهش حياتى» نابغه بيش از افراد عادى است و مىتواند از معلوماتى كه در حافظه سلول هاى بدنش وجود دارد استفاده نمايد.
جعفر صادق اعم از اينكه به عقيده شيعيان علم امامت داشته يا بنابر نظريه قايلين به شعور باطنى با شعور باطنى خود مربوط بوده و يا بنابر نظريه برگسون از جهش حياتى قوى خود استفاده مىنموده (به هر صورت) در مورد تشكيلات بدن انسان چيزى گفته كه ثابت مىكند در بين مردم زمان خود و مردم اعصار بعد، در علم بدن شناسى منحصر به فرد به شمار مى آمده است؛ زيرا بعد از دوازده قرن و نيم امروز، نظريه جعفر صادق از لحاظ علمى به ثبوت رسيده و در صحت آن ترديد وجود ندارد، و جعفر صادق فقط اسم موادى را كه در بدن انسان وجود دارد نبرده.
ناگفته نماند همانطور كه جعفر صادق گفت هرچه در زمين هست در بدن انسان نيز وجود دارد.
آنچه دركره زمين هست از يك صد و دو عنصر به وجود آمده و اين يك صد و دو عنصر در بدن انسان وجود دارد، اما ميزان بعضى از اين عناصر در بدن انسان آن قدر كم است كه تا امروز نتوانسته اند ميزان آن را به طور دقيق تعيين نمايند.
جعفر صادق گفت هرچه در خاك هست در بدن آدمى وجود دارد. و اين را نمىتوان دليل بر نبوغ او دانست چون هركس كه عقيده داشته باشد آدمى از خاك ساخته شده، مىتواند بفهمد كه هرچه در خاك هست در بدن انسان نيز وجود دارد.
اما آنچه دليل بر نبوغ جعفر صادق (ع) مىباشد اين است كه گفت از آنچه در خاك هست و در بدن انسان هم يافت مىشود، چهار قسمت زياد است، و