جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٤ - فصل بيستم مهادنه
ذكرنا.
٧- مهادنه و متاركه تا چه وقت؟
اگر مهادنه تا چهارماه مدت داشته باشد، ظاهرا همه آنرا صحيح دانستهاند و حتى بر صحت آن ادعاى اجماع شده است. و گاهى آيه مباركه (فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ) را بر آن شاهد آوردهاند. ولى آيه به كفار پيمانشكن به عنوان تهديد مى- گويد: تا چهارماه بعد از اين بگرديد! و ربطى به بيان مدت متاركه ندارد. و اگر مدت آن بيشتر از چهارماه و كمتر از يك سال باشد، در صحت آن اختلاف است. شيخ طوسى آن را به خاطر آيات جهاد، خصوصا آيهايكه مىگويد: بعد از چهار ماه حرام مشركين را بكشيد[١] نپذيرفته است. و از يك قول شافعى جواز آن نقل شده است لللامر بالجنوح. و جمعى صحت آنرا به مراعات مصلحت معلق كردهاند.
و اگر مدت آن تا يكسال و بيشتر باشد، مشهور آن را قبول ننمودهاند،[٢] بلكه بر بطلان هدنه، اكثر از يك سال ادعاى اجماع نمودهاند و از شيخ طوسى و اسكافى و احمد حنبل و ابو بكر و مذهب شافعى نقل شده است كه از ده سال بيشتر جايز نيست، چون حضرت نبوى با قريش در حديبيه ده سال متاركه نمود، ولى اين مدت به مقتضاى مصلحت آن زمان بوده و دليل نمىشود كه بيشتر از آن عند الضرورة جايز نباشد و لذا از علامه حلى و ابو- حنيفه و حتى از احمد جواز بيشتر از ده سال از روى مصلحت نقل شده است. ص ٥١٨ ج ١٠ مغنى.
به نظر نگارنده تحديد مدت براى مهادنه درست نيست و بايد آن را به مصلحت و ضرورت معلق نمود. حتى اگر بيست سال باشد.
[١] مراد آيه، رفع ممنوعيت حرمت قتال در ماههاى حرام است و نظارتى بانيكه حتما پس از انقضاى ماههاى حرام بجنگند، ندارد.
[٢] ص ٢٩٧ ج ٢١ جواهر الكلام