جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٠ - فصل بيستم مهادنه
فصل بيستم: مهادنه
مراد از مهادنه، عقديست كه براى ترك موقتى جنگ، بين مسلمانان و كفار حربى، منعقد ميگردد.
شكى نيست كه حضرت پيغمبر اكرم (ص) با كفار حربى چنين معاهدات و معاقداتى داشتهاند و حكومتهاى اسلامى در هردوره به متاركه و توقف جهاد و لو بطور موقت نياز مبرمى خواهند داشت، و آياتى كه در فصل نوزدهم ذكر شد، در عين حاليكه وجوب وفا به عهد و مذمت پيمانشكنى را بيان مىدارد، مشروعيت اين قرارداد را نيز اثبات مىدارد. با آنكه جهاد ابتدايى و دفاعى واجب موكد است، ولى در مواردى هم، مهادنه كه مخالف جهاد است اجماعا صحيح مىباشد، پارهاى ازين موارد قرار زير است:
١- خواستن كفار مسالمت و متاركه را.
٢- ضعف مسلمانان از جهاد و قوىتر بودن كفار از مسلمانان.
٣- اميد به رجوع كفار بسوى اسلام در زمان هدنه و مهلت.
٤- موانع بين المللى.
٥- موانع طبيعى مانند خرابى هوا، و امثال آن.
٦- جمعآورى امكانات مادى و نيروهاى انسانى و ساير لوازم جنگى و غير ذلك.
در اينجا مناسب است به فروعى اشاره شود:
١- مهادنه مانند عقد ذمه، مربوط به حاكم اسلامى است و خلاف امان از صلاحيت افراد خارج است.
٢- فرق بين هدنه و ذمه از چند جهت است، مانند اينكه اول موقتى بوده و عوض در آن معتبر نيست و مخصوص به اهل كتاب