جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٠ - فصل سوم مذمت ترك و فرار از جهاد
اسلامى و علت ادامه ظلم و تجاوز آنان و كشتار مجاهدين غيور و مردم بيدفاع ما است.
در صفوف مجاهدين و گروههاى انقلابى خود به چهرههاى منافق و عناصر فرصتطلبى برمىخوريم كه هرچندگاهى از اسلام و ملت و انقلاب ياد مىكنند و براى اشغال كشور فرياد مىزنند ولى غرض اصلى آنان منافع مادى شخصى خودشان است و بقيه وسيله آنست! همين دستهاند كه از اتحاد گروههاى مبارز و اصيل جلوگيرى مىكنند و به خاطر امكانات مادى جزيى و يا امتيازات موهوم آينده مصالح عمومى انقلاب و ملت مسلمان را ناديده مىگيرند، يكروز به نفع گروهى سينه چاك مىكنند و به زمين و زمان فحش مىدهند روز ديگر كه بر آنان چيزى نرسد و يا به نظر ايشان ترتيب اثر داده نشود و يا احترام و تقدير نبينند كل تشكيلات را با كارگزاران مخلص و مديران فداكار آن به باد تهمت و توهين و دشنام و ناسزا مىگيرند و گاهى زير عنوان افشاگرى دروغ و افترا مىبندند و يا اسرار مجاهدين را بدشمن مىدهند و عملا بعنوان جاسوس عرض اندام مىكنند، نقش اين دسته نقش همان منافقين صدر اسلام است كه قرآن در آيات ٤٧، ٤٨ و ٤٩ سوره توبه درباره آنان كه از رفتن به جهاد سرپيچى كرده بودند به حضرت پيامبر (ص) چنين ميفرمايد:
«اگر اين دسته منافق براى جهاد با شما بيرون مىرفتند جز خيانت و فساد در ميان سربازان شما نمىافزودند و تا حد ممكن فتنه و خرابى را ببار مىآوردند و در ميان شما جاسوسانى از آنان وجود دارند و خداوند ظالمين را مىشناسد قبلا نيز (در جنگ هاى احد و خندق مثلا) درصدد پروپا گندسوء و تخريب بودهاند و نظم كارها را برهم مىزدند تا آنكه برخلاف خواست قبلى آنان خداوند ترا پيروز نمود. برخى از اين دسته از تواز رفتن به جهاد معذرت مىخواهند و مىگويند كه ما را در عذاب جهاد ميفكن.
آگاه باش كه اين منافقان در فتنه سقوط كردهاند وَ إِنَّ جَهَنَّمَ