جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٨ - فصل سوم مذمت ترك و فرار از جهاد
ندارند و در حال شك و ترديد بسر مىبرند از تواذن نرفتن به جنگ را مىطلبند، اگر اينها (منافقين بىايمان) قصد رفتن به جهاد را مىداشتند براى آن آمادگى مىگرفتند.
در تمام مبارزات مسلحانه و غير مسلحانه، افراد جامعه را به چند طبقه مىتوان تقسيم نمود:
١- دستهايكه جز به منافع خود، به چيز ديگر فكر نكنند و حتى براى حفظ آن از هيچ جنايتى هم خوددارى ننمايند و كوششى هم براى پنهان ساختن روش خود ننمايند. و با مبارزين و مجاهدين آشكارا مخالفت نمايند.
٢- دستهايكه چاپلوس و ابن الوقتاند، اينها هم مانند دسته اول اعتقاد به اصلاحات و انقلاب و تكامل جامعه ندارند و در پى منافع شخصى خوداند ولى مانند دسته اول يكدنده و صريح و رك نيستند، بلكه با طرفين منازعه روابطى دارند تا هركدام پيروز شدند ضررى بآنها نرسد و در حال حاضر نيز از شر طرفين راحت باشند.
در هرمورد كه مصلحت شخصى خود را تشخيص دادند، اقدامى بكنند، اگر بفهمند كه در يك مبارزه سهل و آسان و بدون رنج زياد امتيازاتى بدست مىآورند فورا" چهره انقلابى پيدا مى كنند و بىتفاوتى را محكوم مىكنند و چنانچه مصلحتى را در مورد مذكور براى خود نديدند، به هزار و يك بهانه و حيله شانه را از زير بار خالى مىكنند و حتى به وسوسه ديگران نيز مىپردازند گاهى ضرر اين دسته بيشتر از ضرر دسته اولى مىشود، و انقلاب از داخل خود توسط اينان صدمه مىخورد.
٣- دستهايكه هدف مشخص و عقيده راسخى دارند و براى رسيدن به آن از هيچ نوع فداكارى دريغ نمىكنند و براى رفاه حال جامعه و مردم ستمديده از جان و مال و راحتى خود مىگذرند، در جهاد و مبارزه خود جدى صميمى، مخلص و ثابتقدمند.
ازين دسته مردمى را سراغ داريم كه در وضع سختى بسر مى