جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٣ - فصل بيستم مهادنه
نكنيد و ظاهرا اين دعوت، دعوت ابتدايى مىباشد، يعنى شما كفار را ابتداء به مسالمت نخوانيد كه نوعى ضعف و وهن است ولى اگر آنان به مسالمت مايل باشند، شما هم آن را قبول نماييد
ولى وجوب جهاد ابتدايى در اسلام واضح و روشن است و نمى شود كه به مجرد خواهش كفار مرتفع گردد و عليهذا از نظر علم فقه و فن استدلال بايد براى آيه مباركه جواب درستى پيدا نمود.
مطلب ديگرى كه از آيه اخير استفاده مىشود اينست كه دعوت ابتدايى از جانب مسلمانان، براى مسالمت و ترك جهاد واجب جز در مورد عجز روشن و اضطرار جايز نيست و الله العالم.
٦- مهادنه در فرض ضرورت اسلامى چه به پيشنهاد كفار و چه به پيشنهاد خودى واجب مىشود و اگر ضرورت و خطرى براى اسلام و مسلمين نباشد ولى امكانات جهاد فراهم نباشد و يا علل ديگرى كه در ابتداى اين فصل بيان شده، وجود داشته باشد اگر كفار پيشنهاد صلح را بنمايند، احتياط واجب آنست كه بايد بر اساس فرمان (فاجنح لها) آنرا پذيرفت و مهادنه را منعقد نمود و اگر آنان مهادنه را پيشنهاد نكنند، احتياط واجب آن است كه مسلمانان باساس فرمان (وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ) اقدام به دعوت كفار به متاركه و مهادنه ننمايند. اين نظر شخصى من است كه از قرآن فهميدهام و نظر مشهور دانشمندان را در اين مقام بدرستى نمىدانم[١]
صاحب جواهر مىگويد: ربما فصل بين الضرورة و المصلحة فاوجبها فى الاول و جوزها فى الثانى و لا باس به، فان دعوى الوجوب على كل حال كدعوى الجواز كذلك فى غايد البعد فالتحقيق انفسامها الى الاحكام الخمسة انتهى[٢] لكن عرفت الحق مما
[١] به ص ٢٩٣ و ص ٢٩٥ ج ٢١ جواهر مراجعه شود، آنچه را كه از مشهور نقل نموده است، مجمل است.
[٢] ص ٢٩٦ همان كتاب.