جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - چه كار بكنيم
آنان را اصلاح نمائيم. اكثر مردم مسلمان طرفدار علماى دينى خود هستند و چنانچه اينان فعال و زرنگ باشند ديگران به جذب مردم موفق نمىشوند، ولى اگر اينان بىتفاوت و ساكن باشند مردم به دامهاى بىدينى و استعمار اجانب و استبداد خودكامگان مىافتند و به بيراهه مىروند.
راستى چرا دولتهاى غربى در جهان آزاد (يعنى نه در زندان كمونيزم) نمىتوانند مخالف عقايد و آراى ملل خود كارى را انجام دهند و چرا با اندك كجرفتارى نسبت به احساسات عمومى مجبور باستعفا و كنارهگيرى مىشوند ولى در كشورهاى اسلامى، دولتها مىتوانند هركارى را بىترس و هراس انجام دهند و هيچ مانع و رادعى را مقابل خود نمىبينند؟!
در اموال عمومى خيانت مىكنند، حيف و ميلشان به حد رسوايى مىرسد، ظلم و جنايتشان بيداد مىكند، آزادى را صدها فرسنگ طرد مينمايند، در قراردادهاى اقتصادى و سياسى، استقلال كشور را تضعيف مىكنند، منابع ملى را بر باد مىدهند، بدتر از همه به طور آشكار با دين اسلام كه در عمق جان مردم قرار دارد بدون ضرورت به دشمنى برمىخيزند و دستورات او را مورد تمسخر قرار مىدهند و حتى آن را غير قانونى اعلام مىدارند، و مخلصين متعهد را زندانى مىكنند و مردم مسلمان ناراحت مى شوند به خود مىپيچيند ولى مانند افليجزدگان هيچ حركتى از خود نشان نمىدهند بلكه مانند مردگان حتى اعتراض هم نمىكنند! سر اين تفاوت در چيست، آيا سر آن در اين نيست كه مردم اروپا و آمريكا بيدارند و حكومتها را تا حدودى زيادى تابع قانون رسمى ساختهاند و از آزادى خود دفاع مىكنند و به زمامداران اجازهى تخطى از قانون موضوعى خود را نمى دهند ولى ما مسلمانها كاملا در خط مقابل آنان قرار گرفتهايم در مقابل حكومتها تملق و مداحى مىكنيم. جرأت مخالفت با استبداد و ظلم و تكبر را نداريم، و منشأ همهى اين نواقص