جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٨ - فرق ميان باغى و محارب
خلافت معلومات كافى و لازم را ندارند وقتى نام عائشه و چند تن از صحابه شهير را مىشنوند آيا بحقانيت آنان معتقد نمىشوند؟
جواب روشن ميباشد، معاويه كه در زرنگى و مهارت، پختگى خوبى داشت بسيار آسان و بىدردسر ميتوانست كاه را كوه و كوه را كاه سازد و مردم بىخبر شام را بهرطوريكه بخواهد سوق دهد حتى اگر ميخواست ميتوانست نماز جمعه را در روز چهارشنبه بخواند او خود را بعنوان صحابى بزرگوار و امير المؤمنين مفترض الطاعه قلمداد و تحميل كرده بود، مردم شام هم بفرمان (وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) پيروى او را بر خود واجب و على و ياران او را مسؤل خون خليفه سوم ميدانستند، بنابرين جنگ اكثريت مطلقه شاميان نيز از روى شبهه بوده است.
حالا چرا على، مروان بن حكم و عمرو عاص و امثال آنان را كه در اثناى جنگ و يا پس از پايان آن كه بر آنان دست يافت.
بعنوان محارب نكشت چيزيست كه بايد شرايط آنزمان و مصالح مسلمانان و دولت اسلامى آندوره را مد نظر قرار داد وانگهى گذشت حضرت على را در رابطه با آن مورد تحليل و ارزيابى قرار داد تا به نتيجه معقول و مقبولى رسيد دليليكه قيام محاربين را مخصوص بفرض عدم شبهه و اراده فساد مى كند جمله (وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ) براى محاربين و مفسدين در قيامت عذاب بزرگى) ميباشد. و براى همه معلوم است كه عذاب آخرت مخصوص معاندان است و كسى از روى شبهه قيام مينمايند و اشتباه ميكند مستحق عقاب نيست. فافهم.
اما اختصاص قيام بغاة بفرض شبه ممكن است كه از دو راه استفاده شود، يكى از انصراف اطلاق آيه بصورت اشتباه، و ديگرى تقييد اطلاق آن بوسيله آيه وارده در حق محاربين.[١]
[١] و بعباره اخرى لا تخلو الاية الواردة فى البغاة اما ان تكون لها اطلاق بالنسبة الى غير الشبهة ام لا فعلى الثانى الامر واضح-- و هو معنى قولنا بانصراف الاية الى خصوص الشبهة. و على الاول نقيد اطلاقها بصورة الشبهها لاختصاص التعمد بحكم خاص و هو حكم- المحارب المختص بالمتعمدين لمكانكلمة( انما) الدالة على الحصر. و ان كانت آية المحاربين مطلقة من جهة ايمان المحا- ربين و كفرهم بخلاف آية البغاة فانها مختصة بالمؤمنين.