جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٠ - فرق ميان باغى و محارب
الفرض اسلامى نيستند چه تفاوتى وجود دارد؟
بنظر عاقل كامل خاك چه ارزشى دارد كه آدمى جان عزيز خود را- فداى آن كند، آدمى كه خليفه خدا در روى زمين است، آدمى كه از اكثر مخلوقات گرامىتر است، آدمى كه از يكبار بيشتر حق زندگى را درين جهان باو نميدهند، ولى متأسفانه مردم زيادى در عصر ما براى عناوين وطن، كشور، نژاد و غيره احمقانه دست به كشتار ديگران ميزنند و خود را نيز فداى همين عناوين پوچ ميكند، بنظر ما اين جنگها علامت دوران طفوليت و عدم بلوغ بشريت برشد خودش ميباشد، روزيكه بدوره جوانى و رشد و عقل پا گذارد ديگر بچنين اعمال غلط و احمقانه اقدام نخواهد كرد و جز براى خدا و راه آزادى تودههاى انسانى دست باسلحه نخواهد برد.
بهرحال تا حد ممكن مسلمانان بايد بهر حيلهاى كه ميسور است ازين جنگها خود را كنار بكشند، ولى چنانچه دولت او را مجبور كند نبايد كسى از مسلمانان طرف ديگر را بكشد يا زخمى كند و يا اموال آنان را تلف كند كه ضامن ميشود و لازمست كه بخطا تير خالى كند ولى اگر فرمانده نظامى او را جبرا و كرها مامور كشتن طرف كند اگر مخالفت امر او مستلزم حبس و ضرب و يا امثال آن باشد واجب است كه ضرر را قبول كند و از كشتن مسلمانان صرف نظر كند، و اگر بداند كه اگر مسلمان را نكشد فرمانده او را ميكشد از مشهور فقهاى اماميه نقل شده كه نبايد بكشد و لو خود او كشته شود و ذلك لعدم شمول ما دل على رفع ما يكرهون لمثل المقام فانه ورد موردا لا متنان على الجميع فلا معنى لاستفادة بعض منه على ضرر بعض آخر ولى استاد محترم ما درين فرض مكلف را در كشتن طرف و نكشتن او كه مستلزم كشتن خود او ميشود مخبر كرده است و دليلش دوران امر بين حرمت قتل طرف و وجوب حفظ نفس خود مىباشد و چون ترجيحى نيست تخيير مذكور مىآيد[١].
[١] ص ١٣ ج ٢ مبانى تكملة المنهاج. ايشان ميگويند ديه مقتول- بر قاتل است هرچند كه او را از روى اكراه كشته باشد و كار او بخاطر اكراه حرام نباشد.