جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥١ - فرق ميان باغى و محارب
بنظر نگارنده اين فتوى خالى از اشكال نيست زيرا آنچه از قرآن مجيد و سنت دانسته ميشود اينست كه قتل نفس از عدم حفظ نفس به مراتب مهمتر است و بعبارت ديگر عبارات تهديدآميزى كه در قتل نفس ديگران وارد شده است در وجوب حفظ نفس وارد نشده است و بدين ترتيب ميشود گفت كه حرمت قتل مهمتر از وجوب حفظ است و مهمتر بر مهم مقدم است[١] ولى اگر طرف بخواهد انسان را بكشد كشتن او در مقام دفاع از خود جايز است.
يك بحث ديگر اينست كه اگر سربازان بامر افسر كسى را بناحق بكشد حكم قصاص چگونه است؟ مشهور علما گفتهاند مباشر، قصاص مى شود و فرمانده حبس ابد، ولى بعيد نيست مطلب بعكس باشد فرمانده آمر قصاص شود و سرباز مباشر حبس ابد و دليل اين فتوى در كتب ديگر نگارنده مانند حدود الشريعة (كه چهار جزء است) و حاشيه اينجانب بر كتاب قصاص استاد مذكور است.
(دوم) اگر يك حكومت غير اسلامى بر حكومت اسلامى هجوم برد بر ملت هاى هردو كشور واجب است از دولت اسلامى دفاع كنند و با مهاجم همكارى نكنند بلكه لازمست سربازان مسلمان، خود را بدولت اسلامى تسليم نمايند و يا فرار كنند و اگر آنان از مهاجم پيروى كنند كشتن آنان در مقام دفاع جايز است هرچند كه بزور و اكراه بجبهه آمده باشند و هرچند كه باكراه حمله برده باشند.
و اگر حكومت اسلامى براى سقوط يك حكومت غير اسلامى حمله برد، براى مردم و سربازان دولت دوم جايز نيست كه بدفاع بپردازند
[١] مگر اينكه استاد بفرمايد ادله قتل نفس، كشتن خود مكلف را نيز شامل ميشود، و اگر انصراف آنرا بغير قبول كنيم ملاكا شامل قتل خود مكلف ميشود و هيچ فرقى از نظر ملاك بين اين دوگونه قتل وجود ندارد. و اينست مصحح قول به تخيير. و الله العالم