جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٣ - فصل ششم تعدى ممنوع
نيكو دانستهاند كه مسلما نيكو هم است.
بلى در كشتن مرتدها و مفسدين، دعوت مذكور شرط نيست و نيز در جنگهاى دفاعى واجب است هرچه زودتر قيام نمود، و شر مهاجمين را از سرزمينهاى اسلامى، كوتاه نمود و دعوت مذكور معتبر نيست، لعدم الدليل عليه، بنابراين تنها جهاد هجومى، مشروط به دعوت رد آن از جانب كفار است و چنانچه بدون دعوت، به قتال آنان بپردازند، گناهكار مى- شوند و خداوند متجاوزين را دوست ندارد.
٢- كشتن زنان و اطفال و پيرمردان كافر جايز نيست. حتى اگر زنان به محاربين كفار كمك كنند. ولى پيرمردانك چنانچه عملا و با نظرات، عليه مسلمانان اقدام كنند و به جنگجويان كافر كمك كنند، كشتن آنان بلا مانع است و بر جواز آن ادعاى اجماع شده است.
٣- كشتن كافر كور و زمينگير، جايز نيست، مگر اينكه نكشتن آنان و امثال آنان به پيروزى جنگ ضرر برساند.
٤- گفتهاند كه سفير و نماينده كفار را نبايد كشت، آرى مصلحت تقاضا مىكند كه سفراى طرفين از تعرض، ايمن باشند تا در فرض ضرورت، مذاكرات ميسر باشد.
٥- اسير بعد از تمام شدن جنگ، كشته نمىشود و در آينده بحث آن خواهد آمد.
٦- كافريكه مسلمانان به او امان دادهاند.
٧- كافريكه براى بحث و تحقيق، پيرامون حقانيت اسلام مهلت خواسته، بايد باو فرصت داد. و ان احد من المشركين استجارك فاجره حتى يسمع كلام الله ثم ابلغه مامنه.
اگر يكى از مشركان، از تو پناه خواست، او را پناه ده تا كلام خدا را بشنود، بعد او را به جاى امنى برسان.
٨- اهل كتاب كه شرايط ذمه را بپذيرند.
٩- مثله كردن (بريدن دماغ و گوش كفار مثلا) ولى اگر آنها