گزيده شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣١ - ١٥/ ٣ نماز طلب باران
١٥/ ٣: نماز طلب باران
٤٣٧. الكافى:
مرّه، غلام آزاد شده محمّد بن خالد، گفت: اهالى مدينه، محمّد بن خالد را براى خواندن نماز باران فرا خواندند. او به من گفت: نزد امام صادق عليه السلام برو و از او بپرس: نظرتان چيست، كه اينان مرا فرا خواندهاند؟
من نزد امام عليه السلام رفتم و به ايشان گفتم. به من فرمود: «به او بگو: بيرون برود [و نماز را بخواند]»
به ايشان گفتم: فدايت شوم! كِى بيرون رود؟
فرمود: «روز دوشنبه».
گفتم: چگونه؟
فرمود: «منبر را بيرون مىفرستد و سپس خود بيرون مىآيد و پياده مىرود، همان گونه كه در دو روز عيد [قربان و فطر براى نماز] پياده مىرود، و پيش رويش، اذانگويان مىروند، در حالى كه عصاهايشان را به دست دارند، تا آن كه به جايگاه نماز مىرسد و دو ركعت نماز بدون اذان و اقامه با مردم به جماعت مىخواند و آن گاه بر بالاى منبر مىرود و ردايش را پشت و رو مىكند و سمت راستش را بر [دوش] چپش و آن گوشه را كه بر سمت چپش است، روى [دوش] راستش مىاندازد. سپس رو به قبله