علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٦ - رجعت
با توضیحی که پیشتر در باره این آیه داده شده، معلوم شد که این آیه نه تنها مخالف رجعت نیست، بلکه از بهترین ادله بر اثبات رجعت است؛ زیرا این آیه میگوید گروهی خاص بازگشت ندارند که لازمهاش این است که گروهی دیگر بازگشت دارند:
أَ لَمْ يَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ؛[١]
مگر ندیدهاند که چه بسیار نسلها را پیش از آنان هلاک گردانیدیم که دیگر آنها به سویشان بازنمیگردند؟
این آیه نیز مانند آیه سابق است که از بازگشت نیافتن گروههایی سخن میرود
که هلاک شدهاند و نمیتواند نافی رجعت باشد. در واقع، از این دو آیه شریفه استنباط میشود که نسلهای هلاک شده به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شدهاند،
دیگر بازگشتی ندارند تا دو باره عقوبت شوند. تنها عذاب برزخ و حساب و کتاب
آخرت پیش روی آنان است، اما کسانی که در دنیا عذاب نشدهاند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند.
٤. ولیالله دهلوی اشکالی عقلی مطرح میکند و میگوید رجوع گناهکاران به یکی از دلایل زیر انجام میشود: مجازات، اذیت یا بیان خیانت آنها به مردم. مجازات را در آخرت خواهند کشید و مجازات دنیوی آنها ظلم است. اذیت را در قبر خواهند دید. بیان خیانت آنها در این زمان فایده ندارد، برای مردم زمان خودشان مفید بود.[٢]
روایات باب رجعت تصریح دارند که بازگرداندن مجرمان برای این است که مجازات دنیویشان را بکشند. مجازات دنیوی هیچ منافاتی با عذاب آخرت ندارد و ظلم نیست؛ چنان که اگر قاتلی را در دنیا قصاص کنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشیدن شیرینی اجرای عدالت در دنیا، حق مظلومان است. بنا بر این، نباید اجرای این حق را منافی عذاب آخرت دانست.
٥. به ادله عقلی و نقلی اثبات شده که ممکن نیست زمین یک چشم بر هم زدنی از حجت خالی بماند، و ممکن نیست غیر افضل بر افضل مقدم شود،... با این مقدمات، رجعت معنا ندارد؛ چون لازم آید که یا حضرت مهدی٤ از امامت عزل شود_ در صورتی که بر حسب ادله امامت او تا قیامت ادامه دارد_ یا غیر افضل؛ یعنی امام زمان٤ بر افضل، یعنی حضرت امیر٧ یا حضرت امام حسین٧، مقدم باشد و یا عدد امامان از دوازده نفر
[١]. ر.ک: الایقاظ من الهجعة، ص٤٠٦ به بعد.
[٢]. به گفته شیخ حر اصل اشکالات مخالفان از همین استبعاد ناشی میشود. او شش پاسخ به این اشکال داده است (الایقاظ من الهجعة، ص٤٠٧).