علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٢ - رجعت
گرفتهاند و گفتهاند مراد آن است که خداوند هلاک برخی را مقدر کرده است؛ زیرا آنان
از گناه و کفر خویش بازنمیگردند. در اینجا مجبور شدهاند چند تأویل و چند تقدیر درست کنند که همه آنها خلاف ظاهر آیه است.[١] دسته سوم هر دو احتمال را دادهاند.[٢]
طبری ضمن اشاره به نظر امام باقر٧ و مسأله رجعت، احتمال دوم را ترجیح میدهد. استدلال وی برای ترجیح احتمال دوم این است که خدای متعال از کار خودش در قبال کسانی خبر میدهد که از پاسخ مثبت به رسولان اجتناب کردهاند، نه از هلاک کردن کسانی که کفر ورزیدند یا کار نیک نکردند.[٣] اما این استدلال مخدوش است؛ زیرا اشکالی ندارد که خداوند سرنوشت کسانی را که با رسولان مخالفت کردهاند و به آنان کفر ورزیدهاند، بیان کند و بگوید آنان رجعت نخواهند کرد. افزون بر این که تأویل طبری به پیروی از عکرمه و دیگران، خلاف ظاهر آیه است و دلیلی بر ضرورت و جواز این تأویل وجود ندارد.[٤]
٥. وَ إِذْ أَخَذَ اللهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُکُمْ مِنْ کِتَابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلَی ذلِکُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ؛[٥]
و [یاد کن] هنگامی را که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمتی دادم، سپس شما را فرستادهای آمد که آنچه را با شماست تصدیق کرد، البته به او ایمان بیاورید و حتماً یاریش کنید. [آنگاه] فرمود: «آیا اقرار کردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید؟» گفتند: «آری، اقرار کردیم.» فرمود: «پس گواه باشید و من با شما
از گواهانم».
[١]. همانجا.
[٢]. سوره انبیاء، آیه٩٥.
[٣]. بحارالانوار، ج٥٣، ص١١٩.
[٤]. تفسیر علی بن إبراهیم: قوله: «و حرام علی قریة أهلکناها أنهم لا یرجعون»، فإنه حدثنی أبی، عن ابن أبی عمیر، عن ابن سنان، عن أبی بصیر و محمد بن مسلم، عن أبی عبد الله و أبی جعفر٨ قالا: «کل قریة أهلک الله أهله بالعذاب لا یرجعون فی الرجعة». فهذه الآیة من أعظم الدلالة فی الرجعة، لأن أحداً من أهل الاسلام لا ینکر أن الناس کلهم یرجعون إلی القیامة، من هلک و من لم یهلک، فقوله: «لا یرجعون» عنی فی الرجعة، فأما إلی القیامة یرجعون حتی یدخلوا النار (بحارالانوار، ج٥٣، ص٥٢- ٥٣؛ تفسیر القمی، ج٢، ص٧٥).
[٥]. مانند ابن عباس، فریابی، قتاده، مقاتل، ابن ابی حاتم و بیهقی. ر.ک: روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج٩، ص٨٨؛ التفسیر الوسیطللقرآنالکریم، ج٩، ص٢٥٠؛ الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج٤، ص٣٣٥.