علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٤ - استدلال روایی شیخ صدوق بر نزول دفعی قرآن کریم و نقد ادلّه مخالف اند
وجه دیگر وجود دارد: اول، این که خداوند پیامبر٦ را از عجله کردن برای تأویل قرآن قبل از آمدن وحی آن، نهی کرده باشد؛ دوم، ایشان پس از نزول وحی، بلافاصله حرف به حرف کلمات آیات را تلاوت مینمود، لذا خداوند پیامبر را از این کار نهی کرد و دستور داد که به وحی (به واسطه جبرئیل و یا بلاواسطه) گوش فرادهد و هنگامی که وحی به اتمام رسید و فراغت حاصل شد، آیات را تلاوت و قرائت کند.[١]
اما وجه اول _ که شیخ مفید در أوائل المقالات نیز به آن اشاره کرده_[٢] چنین است که لفظ تأویل را پیش از قرآن، در تقدیر گرفته و در دلالت ظاهری این آیه تصرف کرده است؛ حال آن که تصرف در ظاهر آیه هنگامی صحیح است که ظاهر آیه مفید معنایی باشد که با آیات محکم دیگر منافات داشته باشد؛ مانند روایتی از امام رضا٧ که ایشان در آیه «کَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ» واژه «ثواب» را پیش از «رَبِّهِمْ» در تقدیر گرفتند؛ یعنی انهم عن ثواب ربهم محجوبون.[٣] علاوه بر این که از وجه اول شیخ مفید نیز علم پیامبر٦ را به قرآن قبل از اتمام وحی آن میتوان استنباط نمود؛ زیرا بر اساس وجه مذکور، پیامبر٦ در صدد این بوده تا قرآن کریم را برای امتش تأویل کند، ولی خداوند او را از این کار نهی کرده و این بیانگر احاطه علمی حضرت به تأویل قرآن پیش از وحی آن است و گرنه نهی پیامبر از سوی خداوند نسبت به کاری که به آن آگاهی و توانایی ندارد، معنایی ندارد و لغو مینماید. از سوی دیگر، احاطه علمی به تأویل قرآن مستلزم آگاهی به خود قرآن است، لذا وجه اول شیخ مفید، بیانگر علم پیامبر به قرآن کریم و تأویل آن، پیش از اتمام وحی است و این ناظر به نزول دفعی قرآن است.
اما وجه دوم، به ناچار باید از راه آیات و یا روایات ثابت شود. آیهای دال بر این مطلب وجود ندارد و تنها روایتی که ظاهراً وجه دوم از آن استفاده شده روایتی است که احمد بن حنبل، بخاری، مسلم و نسایی با اسناد خود از ابن عباس نقل کردهاند که رسول خدا٦ هنگام نزول قرآن لبهای مبارکش را تکان داده و آیات را تکرار میکرد تا این که آیات «لاتحَُرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْءَانَهُ..» نازل شد و پس از آن، پیامبر هنگام آمدن جبرئیل آیات را استماع نموده و پس از رفتن جبرئیل، آیات را قرائت میکرد.[٤]
[١]. همان.
[٢]. سوره إسراء، آیه ١٠٦؛ سوره فرقان، آیه ٣٢.
[٣]. سوره بقره، آیه ١٨٥؛ سوره دخان، آیه ٣؛ سوره قدر، آیه ١.
[٤]. بحارالأنوار، ج١٨، ص٢٥٣؛ المیزان، ج٢٠، ص٣٣٠.