علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٤ - مؤلفههای احساس سعادتمندی در احادیث با رویکرد روانشناختی
مجموعه حیات انسان (دنیا و آخرت)» دانست. بر همین اساس، معرفی مصادیق و محدوده آنها نیز متفاوت است.
احساس سعادتمندی
بنا بر تعریف، سعادت دو رکن اساسی دارد که عبارتاند از: «خیر» و «سرور»؛
و لذا سعادت یعنی زندگی مبتنی بر خیر که همراه با سرور باشد. خیر مربوط به ماهیت
آن چیزی است که انسان در زندگی با آن مواجه میشود و سرور به بعد هیجانی
زندگی اشاره دارد. بنا بر این، سعادت وقتی حاصل میشود که از یک سو رَوَند زندگی، مبتنی بر خیر باشد و از سوی دیگر، با سرور و خرسندی همراه باشد. پس سعادت، حالتی پایدار از زندگیِ شاد (سرور) و خوب (خیر) است. این، بیانگر ماهیت سعادت است؛ بدین معنا که هر جا این دو مؤلفه وجود داشته باشند، سعادت واقعی نیز وجود
خواهد داشت. اما این با احساس سعادتمندی متفاوت است. هر جا سعادت واقعی
وجود داشت، الزاماً احساس نخواهد شد. گاه ممکن است سعادت واقعی محقق باشد،
اما چنین احساسی در خودِ فرد وجود نداشته باشد. حتی اگر همواره سعادت و احساس
آن با هم باشند، باز این سؤال پیش میآید که احساس سعادت چه ابعاد و مؤلفههایی دارد؟ این از آن جهت مهم است که بدانیم همیشه پژوهش در مفاهیم اسلامی
با معناشناسی و به دست آوردن یک تعریف، پایان نمییابد. ورای تعریف، ممکن است پرسشهای دیگری نیز مطرح باشد. پاسخ به این گونه پرسشها اقتضا میکند که روش خاصی برای بررسی متون دینی به کار گرفته شود. این روش میتواند در مفاهیم مشابه، مورد استفاده قرار گیرد.
نخستین گام در پاسخ به این پرسش، تفکیک ارکان سعادت و بررسی تک تک آنهاست. در ادامه هر کدام از این دو مؤلفه را بررسی خواهیم کرد:
مؤلفه «رضامندی»
رکن اول سعادت، خیر بودن زندگی است. در این مرحله باید مسأله خیر بودن زندگی را از منظر منابع اسلامی، مورد مطالعه قرار داد تا به پاسخ نزدیک شد. وقتی در ماهیت سعادت به موضوع خیر میرسیم و خیر نیز از موضوعات مورد بحث در متون دینی است، نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت و بدون بررسی آن، نتیجه کامل به دست نمیآید. این یک نکته مهم روششناختی در بررسی مفاهیم دینی است که باید در این گونه