علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٠ - حدیث پشیمانی
وجود ندارد تا بتوان با اعتماد بر سخن عقیلی و تقلید ذهبی و ابن حجر و هیثمی از وی و با تضعیف این راوی، این حدیث را نامعتبر تلقی کرد. ضمن این که ابن عساکر در یکی از طرق نقل خود، آن را با سند عالی و با لفظ «لقد وقع اِلیّ عالیا من السند»[١] از طریق علوان آورده است؛
٨. نیز در طریق نقل لیث[٢] به جای علوان بن داود، علوان بن صالح قرار دارد و در برخی طرق نقل فقط نام علوان (بدون نام پدرش) آمده است؛
٩. همچنین علامه امینی(م١٣٩٢ق) در چند جای کتاب گرانسنگ الغدیر از
این حدیث به عنوان صحیح «و الاسناد صحیح»[٣] یاد کرده و از رجال سند این حدیث
به «رجاله کلهم ثقات اربعه منهم من رجال الصحاح الست؛ رجال سند این حدیث
همه ثقه هستند و چهار تن از آنان از رجال اسناد صحاح ششگانه هستند»، یاد
کرده است؛[٤]
١٠. بسیاری از محدثان، مورخان، ادیبان و رجالیان و ... اهل سنت این حدیث را نقل کرده و تلقی به قبول کردهاند (چنانکه از منابع متعدد در همین مقاله آوردیم)؛
١١. ابن تیمیه با توجیه کشف بیت، آن را تلویحاً پذیرفته است.
با توجه به این همه اسناد و مدارک معتبر حدیثی، تاریخی، رجالی، ادبی و...میتوان از صدور چنین سخنی از ابوبکر اطمینان حاصل کرد.
نتایج و پیامدهای فقرات مختلف این حدیث
الف: نتیجه «لیتنی لم اکشف بیت فاطمه و لو غلغوه علی الحرب»
١. اعتراف به حمله به خانه وحی و هتک حرمت آن و باز کردن در آن بدون رضایت صاحبش؛ خانهای که احترام به آن و صاحبش بر همه مسلمانان لازم و واجب بود؛
٢. اعتراف به ناراضی کردن صاحب این خانه، یعنی حضرات فاطمه٣ و علی٧ و
[١]. تاریخ الرسل و الامم و الملوک، ج٢، ص٦١٩-٦٢٠.
[٢]. تاریخ مدینه دمشق، ج٣٠، ص٤١٧-٤٢٣.
[٣]. الضعفاء الکبیر، ج٣، ص٤١٩-٤٢١. «حدثنا یحیی بن عثمان، حدثنا أبو صالح، حدثنی اللیث، حدثنی علوان بن صالح، عن صالح بن کیسان، أن عبد الرحمن بن حمید بن عبد الرحمن بن عوف، أخبره أن عبد الرحمن بن عوف دخل علی أبی بکر الصدیق _ رضی الله تعالی عنه _ فی مرضه فذکر نحوه.
و حدثناه روح بن الفرج، حدثنا یحیی بن عبد الله بن بکیر، حدثنی اللیث، حدثنی علوان، عن صالح بن کیسان، عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف، عن أبیه، عن أبی بکر _ رضی الله تعالی عنه _ فذکر نحوه، قال بن بکیر: ثم قدم علینا علوان بن داود، فحدثنا به کما حدثناه اللیث.
حدثنا أحمد بن إبراهیم بن محمد بن میسان الخولانی، حدثنا محمد بن رمح، حدثنا اللیث بن سعد، عن علوان، عن صالح بن کیسان، عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف، عن أبیه أنه دخل علی أبی بکر فی مرضه الذی توفی فیه فذکر الحدیث».
[٤]. میزان الاعتدال، ج٣، ص١٠٨-١١٠.