علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٨ - حدیث پشیمانی
علوان بن صالح با عنوان «منکر الحدیث و لایعرف الا به؛ منکر الحدیث است و فقط همین حدیث را نقل کرده است»، یاد کرده و ذهبی[١] و ابن حجر[٢] سخن او را تکرار کردهاند. عقیلی چند حدیث دیگر از علوان نقل کرده و هر بار همین جمله را (فقط همین حدیث را نقل کرده) تکرار کرده است. گویا از یاد برده است که در مجموع چند حدیث از این راوی نقل کرده است. همو، ضمن نقل حدیث دیگری از علوان، از قول سعید بن عفیر او را زاقول (از مردم شمال عراق= افراد شجاع و خشن) دانسته است:
سعيد بن عفير يقول كان علوان بن داود زاقوليا من الزواقيل.
هیثمی نیز پس از نقل این حدیث، با بیان جمله «رواه الطبرانی و فیه علوان بن داود البجلی و هو ضعیف و هذا مما انکر علیه[٣]»، سخن عقیلی را تکرار کرده است. البته شایان ذکر است که این دسته از اصحاب رجال، این جمله را معمولا ذیل نام راویانی میآورند که حدیثی در منقصت صحابه نقل کنند.
در برابر این داوری و تضعیف علوان، شماری از بزرگان اهل سنت این راوی و نقلهای او را صحیح دانستهاند. قراینی نیز بر درستی آن گواه است:
١. نخست، آن که ابن حبان بستی(م٣٥٤ق) او را در شمار ثقات[٤] آورده است؛
٢. دار قطنی(م٣٨٥ق) نیز با پذیرش اختلاف اصحاب رجال در باره او، ثقه بودن او را ترجیح داده و بر خلاف عقیلی او را ثقه خوانده و نقل سعید بن عفیر از او را دلیل وثاقت او دانسته است؛[٥]
[١]. بحار الانوار، ج٢٨، ص٣٨٣؛ و ج٣٠، ص١٢٤، ١٣٦ و ١٤١.
[٢]. فلک النجاه، ص١٢٢.
[٣]. الغدیر، ج٥، ص٣٤٦، ٣٥٨؛ ج٧، ص١٧٠.
[٤]. معجم مااستعجم، ج٣، ص١٠٧٨- ١٠٧٦.
[٥]. الضعفاء الکبیر، ج٣، ص٤٢١-٤٢٢؛ لسان المیزان، ج٤، ص١٨٨-١٩٠؛ البدایة و النهایة، ج٨، ص١٤١. «عقیلی: و حدثنا یحیی بن عثمان، حدثنا أبو صالح حدثنی اللیث، حدثنی علوان بن صالح، عن صالح بن کیسان أن معاویة بن أبی سفیان _ رضی الله تعالی عنه _ قدم المدینة أول حجة حجها بعد اجتماع الناس علیه، فلقیه الحسن و الحسین و رجال من قریش، فتوجه إلی دار عثمان بن عفان، فلما دفع إلی باب الدار صاحت عائشة ابنة عثمان و ندبت أباها، فقال معاویة لمن معه انصرفوا إلی منازلکم: فإن لی حاجة فی هذه الدار، فانصرفوا و دخل فسکن عائشة و أمرها بالکف، و قال لها: یا بنت أخی! إن الناس أعطونا سلطاناً فأظهرنا لهم حلماً تحته غضب، و أظهروا لنا طاعة تحتها حقد، فبعناهم هذا و باعونا هذا، فان أعطیناهم غیر ما اشتروا شحوا علی حقهم و مع کل إنسان منهم شیعته، فإن نکثناهم نکثوا فینا، ثم لا یدری ألنا الدائرة أم علینا، و أن تکونی بنت أمیر المؤمنین خیر من أن تکونی أمة من إماء المسلمین، و نعم الخلف أنا لک بعد أبیک و لایعرف علوان إلا بهذا مع اضطراب الاسناد و لایتابع علیه، و أخبرنا یحیی بن عثمان أنه سمع سعید بن عفیر، یقول کان علوان بن داود زاقولیا من الزواقیل».