علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٠ - حدیث پشیمانی
اما سه مسألهای که دوست داشتم از رسولخدا٦ پرسیده بودم؛ دوست داشتم از رسولخدا٦ پرسیده بودم که خلافت از آن کیست تا کسی بر سر آن با او نزاع نکند و دوست داشتم پرسیده بودم که آیا انصار را از حکومت بهرهای است و دوست داشتم که از میراث (سهم الارث) عمه و دختر برادر[١] (دختر برادر و عمه) پرسیده بودم چرا که در باره آن تردید داشتم.
مشاهده کردید که ابوعبید با همه وثاقت و عظمت علمی خود، بخشهایی از اول حدیث را _ که حاکی از ریاست طلبی و دنیاگرایی برخی از صحابه بوده _ حذف کرده و بند اول کارهای کرده ابوبکر را به فعلت کذا و کذا تغییر داده است.
پس از ابوعبید شمار زیادی از محدثان، این خبر را در آثار خود آوردهاند. از جمله طبرانی(م٣٦٠ق) در المعجم الکبیر،[٢] تمام آن را از طریق علوان بن داود آورده است.
حاکم نیشابوری(م٤٠٥ق) نیز در المستدرک علی الصحیحین[٣] سطر انتهای آن را «پرسش از میراث عمه و خاله»، از علوان بن داود و با سند عالی یعنی حدیثی که باید در صحیح البخاری و مسلم میآمد، نقل کرده است. ابن عساکر شافعی(م٥٧١ق) نیز در تاریخ مدینه دمشق[٤] این حدیث را از پنج طریق که در یکی از آنها علوان بن داود نیست، نقل
کرده است.
در باره داود هم برخی از نقلهای او را با سند عالی دانسته است. همچنین ابن قیم جوزیه(م٧٥١ق) در عدة الصابرین و ذخیرة الشاکرین[٥] بخش اول آن را بیواسطه از صالح بن کیسان و بدون علوان بن داود آورده است. نور الدین هیثمی در مجمع الزوائد و منبع الفوائد[٦] تمام متن طبری را و متقی هندی(م٩٥٧ق) در کنز العمال[٧] با حذف قسمت اول، مثل ابوعبید و بدون سند آن را نقل کردهاند. هندی در ذیل حدیث از قول خیثمه بن سلیمان
[١]. نامه پیامبر٦ به نجاشی اول، فراز ١
[٢]. نامه پیامبر٦ به منذر بن ساوی، فراز٢
[٣]. نامه پیامبر٦ به اسقف ضغاطر، فراز ١.
[٤]. نامه پیامبر٦ به زمامداران حمیر، فراز١.
[٥]. نامه پیامبر٦ به اسقف نجران، فراز٢.
[٦]. برای نمونه ر.ک: نامه پیامبر٦ به کسری پادشاه ایران، نجاشی دوم پادشاه حبشه و هرقل قیصر روم (نامه های دوم، سوم، چهارم) فراز٢.
[٧] عضو هیأت علمی مدرسه عالی امام خمینی١.