صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨١ - علاقهمندى ملت ايران به عراق
آنجا اجرا بكنند و اسرائيل را وادار كردند به اينكه آن طور جنايتها را بكند تا اينكه آن طرحهايى كه به نفع امريكاست و همه كشورها را اسير امريكا مىكند، بيشتر از آنچه كه هستند، آنها اجرا بشود. خوب، اين ملتهاى اسلام، اين دولتهاى- به اصطلاح- اسلامى، تا كى مىخواهند اين ذلتها را تحمل كنند و اين تحقيرها را بپذيرند؟ تا كى اينها توجه به اين ندارند كه زندگانى شرافتمندانه بهتر از اين زندگيهايى است كه در پاركها باشد و شرافتمندانه نباشد؟ اينها به خود بيايند، توجه كنند به اين مسائل. و اگر طرح «كمپ ديويد» و همين طور امثال او براى شناسايى اسرائيل، اينها به آن رأى بدهند، هر يك از اينها كه رأى دادند، يك وقت تكليف شرعى براى ما مىشود به اينكه با آنها يك معامله ديگر بكنيم.
علاقهمندى ملت ايران به عراق
ما نمىخواهيم با كسى جنگ بكنيم. شما مىبينيد كه ما با عراق جنگ نداشتيم. ملت عراق ملت خود ماست، آن قدر كه ما علاقه به عراق داريم! در عراق مركز تشيع است. در عراق مركز امير المؤمنين است، مركز حسين بن على است، مركز ساير ائمه است، ملت اسلامى است. ما علاقه داريم به عراق؛ همان طورى كه علاقه داريم به ايران به اعتبار اينكه اسلام است، آنجا هم علاقه داريم به اعتبار اينكه يك كشورى اسلامى است و مركز اولياى خداست. ما هيچ وقت بناى بر اين نداشتيم كه به عراق يك صدمهاى وارد كنيم و تا كنون هم هر چه به من گزارش داده شده است- تقريباً- اين بوده است كه به مردم عراق تعدى نشده است.
اما ما چه بكنيم با يك همچو فاسدى [١] كه هم عراق را دارد به تباهى مىدهد و هم ايران را به خيال خودش؟ ما چه كنيم با يك همچو آدمى كه از اول مىگويد كه ما با رژيمى كه زرتشتى هستند- نمىدانم- مجوس هستند، يك رژيمى كه همهاش صداى «اللَّه اكبر» است، [مقابله مىكنيم؟] همه آن بناهايى كه در عراق، بناهاى اسلامى كه در
[١] صدام حسين.