صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٣ - تهى شدن عناوين ارزشى از محتوا
و با زن و بچه و فقير و بيچاره مردم چه كردند و همه كارها را انجام دادند و به هم زدند همه اوضاع را و همه نشستند و تماشا كردند و يك عده هم طرفدارى كردند و اگر هم يك كلمهاى گفتند، يك كلمهاى بود، گذشتند و رفتند و همه جنايتها واقع شد.
شما خيال مىكنيد اسرائيل قانع به اين امور است؟ اسرائيل بنايش بر اين است كه همه اين مسلمين را از بين ببرد، امريكا هم بنايش بر اين است كه اسلام نباشد در كار. اينها براى اينكه جمهورى اسلامى، اسم «اسلام» را دارد و مىخواهد به اسلام عمل مىكند، همه با آن مخالفت كردند؛ مخالفت كردند از حيث تبليغات، مىگويند كه ماها امريكايى هستيم! مىگويند كه ما اسرائيلى هستيم! مايى كه بيست سال بيشتر است، بيست سال حتماً بيشتر است فرياد زدهايم كه گرفتارى مردم از دست امريكاست و از اسرائيل، ما اسرائيلى هستيم، اما آنهايى كه نشستند آنجا و اسرائيل دارد مىرود ممالك خودشان را از بين مىبرد، آنها نخير، همه مخالف اسرائيل هستند! اگر مخالفيد، چه كرديد؟ چه عملى انجام داديد؟
تهى شدن عناوين ارزشى از محتوا
اينها مصيبتهايى است كه ما در يك عصرى واقع شدهايم كه همه چيز به هم ريخته است. آن كه مىگويد من مسلمانم يك معناى ديگرى است از اسلام برداشت مىكند.
آنى كه مىگويد «اسلام راستين»، يك مسئله ديگرى مىخواهد بگويد غير اسلام. آن كه اسلامشناس است يك چيز ديگر را مىشناسد غير اسلام. آن كه طرفدار حقوق بشر است يك مسأله ديگر را مىگويد غير حقوق بشر. اصلًا الفاظ بكلى از محتواى خودش خالى شده. شما- اين را من عرض كردم- شما خودتان برويد دنبالش، ببينيد كجا يك لفظى از قبيل اين الفاظى كه متعارف بوده، عدالت، عدالت اجتماعى- نمىدانم- طرفدارى از حقوق بشر، سازمان امنيت كذا- نمىدانم- سازمان كذا، شما دنبال برويد، تعقيب كنيد، ببينيد كدام يك از اينها محتواى خودش را دارد. كدام يك از اينها، آن معنايى كه هست، آن معنا اراده از او مىشود. «اسلام» وقتى گفته مىشود، اين اسلامى كه ما مىگوييم، اصل