صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٩ - نامه اخلاقى و عرفانى به آقاى سيد احمد خمينى (پندها و نصايح)
حجاب برخيزد آنچه از او- جلّ و علا- است محبوب است و آنچه مبغوض است از او نيست، پس موجود نيست.
و بدان كه در تعبيرات نسبت به مقابلات مسامحات است و مطلب فوق هر چند موافق برهان متين است و موافق نظر عرفانى و شناخت است و در قرآن كريم به آن اشارت رفته است لكن باور كردن و ايمان به آن بسيار مشكل است و منكران بسيار زيادند و مؤمنان بسيار كم، و حتى آنان كه از طريق برهان اين حقيقت را ثابت مىدانند كمتر به آن باور دارند و مؤمن هستند، و ايمان به امثال اين حقايق حاصل نشود مگر با مجاهدت و تفكر و تلقين.
و شايد خود اين مدّعى كه بعض امور برهانى مىتواند مورد باور و ايمان نباشد، به نظر مشكل باشد يا بىپايه، ولى بايد دانست كه امرى است وجدانى و در قرآن كريم به آن اشارت رفته است مثل آيات كريمه سوره تكاثر. و اما وجدان، شما مىدانيد كه مردگان هيچ حركتى ندارند و نمىتوانند به شما آسيب رسانند و هزاران مرده به قدر يك مگس فعاليت ندارند و در اين عالم پس از مرگ و قبل از روز نشور زنده نخواهند شد، لكن قدرت آرام خوابيدن، به تنهايى با مرده نداريد، و نيست اين مگر براى آنكه علم شما را قلب شما باور نكرده، ايمان به آن در شما حاصل نشده، لكن مردهشوران كه با تكرار عمل باورشان آمده با آرامش خاطر با آنان خلوت مىكنند.
و فيلسوفان با براهين عقليه ثابت مىكنند حضور حق تعالى را در هر جا، لكن تا آنچه عقل با برهان ثابت نموده، به دل نرسد و قلب به آن ايمان نياورد، ادب حضور به جا نياورند، و آنان كه حضور حق تعالى را به دل رساندند و ايمان به آن آوردهاند گرچه با برهان سر و كار نداشته باشند ادب حضور به جا آورند و از آنچه با حضور مولا منافات دارد اجتناب كنند. پس علوم رسمى هر چند فلسفه و علم توحيد خود حجابند و هر چه بيشتر شوند حجاب غليظتر و افزونتر گردد.
و چنانچه مىدانيم و مىبينيم لسان دعوت انبياء- عليهم السلام و اولياى خُلَّص سلام اللَّه عليهم لسان فلسفه و برهان رايج نيست بلكه آنان با جان و دل مردم كار دارند و نتايج