صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٩ - صلح طلبى صدام نظير صلح طلبى اسرائيل
شهرهاى خودشان و آن وقت بگويند كه بسيار خوب، حالا آتش بس! بنشينيد مجرم را بفهميم كى است. آن وقت هم صلح همين طورى نبايد بشود. مجرم بايد معلوم شود كى است. اسرائيل بيايد هر چه جرم دارد بكند، بعد بگويد كه خوب، ما ديگر كارى نداريم، شما برويد سراغ كارتان، اينجا هم كه ما گرفتيم مال خودمان! معناى آتش بس اين است؟
همان آتش بس صدامى است. اين آتش بسى است كه اسرائيل هم دارد مطرح مىكند؛ يعنى، همه چيزمان را داديم، حالا بس؛ بسم اللَّه، تشريف بياوريد حالا ديگر با هم چون، صورت هم را ببوسيم و اينهايى را هم كه برديد؛ مال شما باشد! آتش بسى هم كه اينها الآن دارند اظهار مىكنند، همان وقت هم كه آتش بس كنند، سه ساعت بعدش آبادان را تيرباران مىكنند و آدم مىكشند در صورتى كه آبادان جنگجو نيست، آبادان يك جمعيتى دارند مشغول كسب خودشان هستند. اينها مىگويند كه اينها كردند و ما كرديم كى؟ كدام وقت اينها به اين شهرهاى شما كارى كردند؟ اينها هم با شما جنگ دارند، شما هم با اينها جنگ داريد. شمايى كه مىگوييد آتش بس بسيار خوب، مىگوييد كه چون اينها به ما حمله كردند، ما هم كرديم. اينها به شهر شما [حمله] كردند يا به شما؟ شما بايد به تلافى، [به] خود اينها [حمله] بكنيد، شما تلافى به آبادان مىكنيد؟
همان كارهايى كه از اول به آبادان مىكرديد، حالا هم همان كارها را داريد مىكنيد و اين آتش بس نيست.
ما همان شرايطى كه از اول گفتيم، حالا هم همان شرايط را مىگوييم، كه يكى بيرون رفتن تمام اين ارتشيهاى عراق و اين جنگندههاى عراق از كشور ما بدون قيد و شرط [است؛] هيچ قيد و شرطى در كار نيست، حالا كه مىگويند ما بيرون مىرويم. اينها مىگويند: بيايند، ما بيرون مىرويم كه شما بياييد رد بشويد، لكن به شرط اينكه صلح باشد، تمام بشود مسأله؛ يعنى، به شرط اينكه ما هر چه ضرر به شما زديم، هر چه جنايت كرديم هيچ! اين مضحك است واقعاً. يك جمعيتى مىخواهند بيايند كمك كنند شما را، شما مىگوييد: حالا كه مىخواهيد كمك بكنيد، پس دست برداريد از اين ادعاهايى كه داريد، شما مجرم را ديگر لازم نيست بشناسيد، بياييد صلح بكنيم با هم، لازم نيست كه