صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٦ - آسيبپذيرى نظام در جدايى مسئولان از مردم
نظير آنها هستند، اينها به درد دل مردم مىتوانند برسند. من اينكه عرض مىكنم نمىخواهم از شما تعريف كنم، براى اينكه مىترسم تعريف كنم. اين براى اين است كه تنبّه بدهم؛ تنبّه بدهم به اينكه تا وضع اين طورى است حكومت بر قرار است، حكومت اسلامى بر قرار است. تا وضع دولت، مجلس- نمىدانم- ارتش، رؤساى ارتش، فرماندهان؛ همه جا اين وضع است كه مىبينيم الآن و مشاهده مىكنيم، شما خوف از اينكه يك آسيبى اين جمهورى اسلامى به آن برسد، از اين خوف نداشته باشيد.
آسيبپذيرى نظام در جدايى مسئولان از مردم
شما هر چه خوف داريد، از خودتان بترسيد. از اينكه مبادا- خداى نخواسته- مسير، يك مسير ديگر بشود و راه، يك راه ديگرى باشد و توجه به اين چيزى كه الآن هست، از دست برود و مردمى بودن از دستتان برود. از اين بترسيد كه اگر- خداى نخواسته- يك وقت اين قضيه پيش آمد و شما از آن مردمى بودن بيرون رفتيد و يك وضع ديگرى پيدا كرديد و خيال كرديد حالايى كه من نخست وزيرم، حالايى كه من رئيس جمهورم، حالايى كه من وزير كذا هستم، بايد چه و چه و چه باشم، آن وقت بدانيد كه آسيب مىبينيد؛ يعنى، آن وقت است كه خارجيها به شما طمع مىكنند.
آنها مىدانند كه از چه راه بايد يك كشورى را به تباهى بكشانند. آنها مىدانند كه بايد از راه خود حكومت، از راه خود دولت، از راه خود مجلس، از راه خود اينها، اين كارها را انجام بدهند. آنها مىدانند كه ريختن در يك كشور يا- نمىدانم- چه كردن، با وضعى كه اين جور كشورها دارند، اين نمىشود. اينها تجربهاش را در افغانستان كردند. در افغانستان با اينكه دولتش با آنهاست [١] و حزبها و خيلى از حزبها شايد با آنها باشند، لكن چون يك تودهاى دارد آنجا، تودهاى كه مسلماناند، متوجهاند و مخالف با قدرتها هستند، چون اين هست در آن، موفق نشدند به اينكه آن كارى كه مىخواستند، بكنند؛ هر روز هم رو به شكست است. اينها تجربهها را دارند، مىدانند قضيه چه جور است،
[١] اتحاد جماهير شوروى (سابق).