صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٦ - ادله انحطاط اخلاقى در دنيا
مىشود امور، اكثراً پخش اسلام و احكام اسلام نيست؟ كجاى دنيا شما سراغ داريد كه در راديويش درس فقه باشد، در راديويش درس فلسفه الهى باشد؟ و كجا سراغ داريد كه راديو اكثر وقتش را در تبليغات اسلامى دارد صرف مىكند و همين طور تلويزيون؟ و كدام حزب را سراغ داريد كه سران آن حزب مثل سران حزب جمهورى اسلامى باشد؟
البته من افراد را نمىشناسم، لكن سران را مىشناسم و چيزى [را] كه آنها تصديق بكنند، ما هم تصديق مىكنيم. من نمىخواهم بگويم كه در حزب جمهورى اسلامى، افرادى خودشان را وارد نكردهاند يا افرادى هم نيستند كه اشتباهاتى داشته باشند يا تعمداتى، لكن- روى هم رفته را ما بايد حساب بكنيم كه- روى هم رفته، وقتى كه حساب بكنيم، اين حزب را با حزبهاى ديگرى، مثلًا با حزب توده يا احزابى كه در زمان محمد رضا بود، سران آنها [را] با سران اينها، افراد آنها [را] با افراد اينها، طرز عمل آنها [را] با طرز عمل اينها مقايسه بكنيم و انصاف داشته باشيم، مىبينيم كه اين وجهه، وجهه انسانى و اسلامى است و آنها به حسب نوع، اين طور نيستند.
اينكه مخالفت مىكنند با سران اينها، با خود اينها، با ساير ارگانهايى كه در ايران الآن هست، اين مخالفت جز اين است كه مخالفت با اخلاق انسانى و ارزشهاى انسانى است؟
اسلحه دست سپاه پاسداران ما و همين طور ارتش ما هست، دست صداميها هم هست، دست اردنيها- يعنى حكومتش- هست و دست امريكا و شوروى هم هست. همه اينها اسلحه دارند. ما اسلحههاى كوچك داريم، آنها اسلحههاى بزرگ دارند. اين اسلحهها وقتى به كار مىرود، خود اسلحه- فى نفسه- اشكالى ندارد؛ چيزى نيست، خود شمشير- فى نفسه- چيزى نيست.
شمشير حضرت على بن ابى طالب با شمشير ابن ملجم يك شمشير، يك جور بودند- شايد شمشير او تيزتر هم بود- لكن او كه اين شمشير را به كار مىبرد، آن ميزان است.
آنكه يك ضربت را با عبادت ثقلين مساوى مىداند و افضل، با آن ضربتى كه همين موجودى [را] كه يك ضربتش افضل از عبادت ثقلين است به خاك و خون مىكشد، اين ميزان است؛ آن كه ضربتها را وارد مىكند ميزان است.