صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١١ - نامه اخلاقى و عرفانى به آقاى سيد احمد خمينى (پندها و نصايح)
فَأَنْذِرْ [١] مأمور هدايت شد.
پسر عزيزم! آنچه اشاره كردم با آن كه خود، هيچم و از هيچْ هيچ تر، براى آن است كه اگر به جايى نرسيدى انكار مقامات معنوى و معارف الهى را نكنى و از كسانى باشى كه دوستدار صالحين و عارفين باشى هر چند از آنان نيستى و با دشمنى دوستان خداى متعال از اين جهان رخت نبندى.
فرزندم! با قرآن اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو اگر چه با قرائت آن؛ و راهى از آن به سوى محبوب باز كن و تصوّر نكن كه قرائت بدون معرفت اثرى ندارد كه اين وسوسه شيطان است. آخر، اين كتاب از طرف محبوب است براى تو و براى همه كس، و نامه محبوبْ محبوب است اگر چه عاشق و محبّ مفاد آن را نداند و با اين انگيزه حبّ محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت آيد و شايد دستت گيرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شكرانه اين كه قرآن كتاب ما است به سجده رويم از عهده برنيامدهايم.
پسرم! دعاها و مناجاتهايى كه از ائمه معصومين- عليهم السلام- به ما رسيده است بزرگ ترين راهنماهاى آشنايى با او- جلّ و علا- است و والاترين راهگشاى عبوديّت و رابطه بين حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهى و وسيله انس با او است و ره آورد خاندان وحى است و نمونهاى از حال اصحاب قلوب و ارباب سلوك است. وسوسههاى بىخبران تو را از تمسّك به آنها، و اگر توانى از انس با آنها، غافل نكند. ما اگر تمام عمر به شكرانه آنكه اين وارستگان و واصلان به حق، ائمه ما و راه نمايان مايند به نيايش برخيزيم از عهده برنخواهيم آمد.
از وصيتها [ى] من كه در آستان مرگ، و نفسهاى آخر را مىكشم به تو كه از نعمت جوانى برخوردارى، آن است كه معاشران خود و دوستان خويش را از اشخاص وارسته و متعهد و متوجّه به معنويّات و آنان كه به حبّ دنيا و زخارف آن گرايش ندارند و از مال و منال به اندازه كفايت و حدّ متعارف پا بيرون نمىگذارند و مجالس و محافلشان آلوده به
[١] سوره مدّثر، آيه ١- ٢: اى جامه به خود پيچيده، برخيز و بيم بده.