صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٩ - توصيه كارگران به تلاش براى قطع وابستگى
آنها چه مىكنند؛ هر دو [ى] اينها كارگر را آلت استفاده خودشان قرار دادهاند. اين هر دو بلوك اينها را، او آن به يك وضعى، آن به وضع ديگر، آلت قرار دادهاند و ابزار قرار دادهاند براى منافع خودشان و براى چى. در كشورهاى كمونيستى، اصل براى كارگر- من نمىتوانم كه نسبت به كارگر اين تعبير را بكنم- اينها را مثل يك حيوان كارگر را فرض كردند كه هيچ نبايد [داشته باشند،] فقط خوراك به شما مىدهيم؛ شما بايد كار كنيد خوراك بگيريد آن وقتى كه كارى ازشان نمىآيد، طردشان مىكنند و به رأى بعضيشان بايد ريختشان به دريا! آن دسته ديگر هم شما را بازى دادهاند؛ كارگرها را بازى دادهاند و از راه ديگر مىچاپند آنها را. اسلام براى كارگر ارزش قائل است، براى كارگر و كار ارج قائل است و ارزش قائل است و احترام قائل است؛ يعنى، همان طورى كه يك شخص عالم، يك شخص مجاهد را توصيف مىكند، شخص كارگر، زارع؛ هر كارگرى را [توصيف مىكند؛] مىگويد همهشان مثل هماند؛ مثل شانهاى كه اين ردههايى كه دارد، همه همقد هستند، مثل هم هستند- آن شانههاى آن وقت اين طور بودند- اينها همين طور همه برابر هستند. در قرآن كريم هم تصريح مىكند كه امتيازها به اين مسائلى كه سرمايه داشتن، قدرت داشتن- نمىدانم- و امثال اينها نيست، ارزشها و بزرگيها به تقواست، به ارزش انسانى است. [١] ارزش انسانى را اين دو بلوك اصلًا فراموش كردهاند؛ توجه به اينكه انساناند، مثل خود ما هستند. آن وقتى كه استالين متولد شده با يك رعيت ديگرى، يك رعيتى، فرقى با هم نداشتند. بعداً او به قدرت رسيده، آن طور عمل كرده و اين بيچارهها تحت ستم، اين طور بايد عمل كنند براى آنها يا آن بلوك سرمايه دارى هم همين طور؛ ارزش براى انسانها قائل نيستند. آنها ارزش براى قدرت خودشان قائلند. هر كشورى كه تحت قدرت آنها باشد، به او كمك مىكنند.
توصيه كارگران به تلاش براى قطع وابستگى
الآن اگر يك گرايش بكند اين كشور اسلامى به يك طرف از اينها، برايش سرشار،
[١] اشاره است به آيه ١٣، سوره حجرات.