صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠١ - آموزش و تربيت معنوى، دو بال براى پرواز
بيرون بيايد كه دنيا را هلاك مىكنند، به هم مىزنند. پس آن دو ركن آموزش با ركن پرورش بايد بگوييم كه اينها با هم هستند، و اگر با هم در يك جمعيتى، در يك بنگاهى، در يك مدرسهاى، در يك دانشگاهى، اينها همدوش هم رفتند و جلو رفتند، آن وقت است كه ما استفاده از دانشگاه مىكنيم؛ استفاده از حوزههاى علمى مىكنيم؛ استفاده از همه جا مىكنيم. از آموزشهاى پايين و بالا، همه جا، همه مراتب.
آموزش و تربيت معنوى، دو بال براى پرواز
بنا بر اين، چيزى كه مهم است، قضيه پروراندن روح اين اطفال از كوچكى تا برسد در هر جا كه مىروند، آنها را تربيت روحى بكنند و تربيت علمى. اگر علم در يك قلب فاسد وارد شد، در يك مغز فاسد از جهت اخلاق وارد شد، ضررش بيشتر از نادانى است.
نادانى فقدان يك امر بزرگ است، اما ديگر ضرر زدن نيست و نابود كردن نيست. به خلاف اينكه اگر دانش باشد بدون بينش اخلاقى و بينش نفسانى و الهى، اين است كه بشر را به هلاكت مىرساند. انبيا هم آن قدرى كه در تربيت پافشارى مىكردند و آن قدرى كه مردم را سوق مىدادند به اينكه مهذب باشند، آن قدر علم را سوق نمىدادند به علم.
سوق به تهذيب بيشتر از او است براى اينكه، او فايدهاش بيشتر است. البته علم هم يك چيزى است كه مورد نظر همه بوده و هست، لكن اينها بايد با هم باشند. اينها يك دو بالى هستند كه اگر يك ملتى بخواهد پرواز كند طرف سعادت، با دو تاى اينها بايد پرواز كند، يكىاش كه ناقص باشد نمىشود. و من اميدوارم كه شما آقايان اساتيد دانشگاه، علماى حوزهها، اين روابطتان را حفظ بكنيد. يكى از خيانتهايى كه به اين كشور شد، جدا كردن فيضيه باصطلاح با دانشگاه بود. اساتيد از ملاها مىترسيدند. مىگفتند اينها هيچاند. اينها تهىمغزند. اينها هيچى نمىدانند. حوزههاى ما هم از دانشگاهيها مىترسيدند. مىگفتند آنها بىديناند همهشان. تفاهم وقتى بشود، من گمان مىكنم امروز اين جور نيست ديگر مسأله. وقتى كه پاى علما در دانشگاه باز شد و پاى اساتيد دانشگاه در حوزهها باز شد، آن وقت مىفهمند كه چه جنايتى وارد شده است بر اين كشور. وقتى كه اساتيد دانشگاه