صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٣ - اهميت قضا و ضرورت ورود افراد واجد شرايط
توجه داشته است، مسئله قضاوت است و مسأله دادسراها و دادگاهها كه سر و كارشان با همه چيز مردم است. بايد اين معنا را من عرض كنم كه قضاوت از امورى است كه واجب است به طور كفايى و واجب كفايى؛ قبل از اينكه پيدا بشود به مقدار كفايت، بر آحاد واجب است؛ يعنى، اگر يك قضاوتى زمين بماند يا يك جايى منحرفين وارد قضاوت بشوند، بر تمام كسانى كه مىتوانند يا اجتهاداً يا تقليداً قضاوت كنند، بر همه اينها واجب است كه در قضاوت وارد بشوند و رفع احتياج را بكنند. ما امروز وقتى كه احتمال اين معنا را بدهيم يا اينكه با آقايانى كه متصدى امور قضايى و دادگاه هستند صحبت مىكنيم، از اين معنا [حرف مىزنند] كه ما كم داريم قاضى، آن مقدارى كه لازم داريم كم است و اگر چنانچه در حبسها از اين منحرفين يا محتمل الانحرافها باشند و نتوانستهاند آنها را رسيدگى كنند، براى كمبود قاضى است. اين يك امرى است كه براى نجات- فرض كنيد- يك عدهاى كه محتمل است كه اينها بىگناه باشند يا گناهشان اندك باشد، واجب است بر همه اشخاصى كه از آنها قضاوت مىآيد، در اين امر داوطلب بشوند تا به امر قضا وادار بشوند و اين نقيصه را از بين ببرند. مدرسين محترم حوزه علميه قم، كه بحمد اللَّه، بسيار فعال هستند، بايد اين مسأله را در حوزه علميه قم مطرح كنند كه امروز اشخاصى كه صلاحيت دارند، و لو تقليداً براى قضاوت، اين اشخاص اسمنويسى كنند و بيايند در اين مواردى كه، زندانهايى كه اشخاص هستند تا اينكه حل اين قصه بشود كه مثلًا، اشخاصى بايد زود كارشان تمام بشود و ما نداريم افراد. اين يك امر واجبى است؛ يعنى، بر همه واجب است تا آن وقتى كه آن مقدارى كه احتياج است بر آورده بشود.
گاهى وقتها انسان به واسطه احتياط، خلاف احتياط مىكند. احتياط مىكند فلان آقا كه امر قضا مشكل است و نمىشود رفت و نمىشود كرد و اين طور چيزها، با اينكه واجب كفايى، واجب عينى است اول به همه. وقتى يك عدهاى عمل كردند و كفايت حاصل شد، آن وقت از ديگران ساقط مىشود، و الّا همه معاقب هستيم اگر چنانچه قضا به زمين بماند، و احتياط بر اين است كه وارد بشوند؛ يعنى، امرى است واجب، معلوم الوجوب؛ اين احتياط مىكنند، اين عذر نمىتواند باشد. يا اشخاصى مثلًا مىخواهند