صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٣ - نامه اخلاقى و عرفانى به آقاى سيد احمد خمينى (پندها و نصايح)
حاصل باشد و رابطه الهى با آنان طورى باشد كه استعداد براى نائل شدن به شفاعت داشته باشند و اگر اين امر در اين عالم حاصل نشود شايد بعد از تصفيهها و تزكيهها در عذابهاى برزخ، بلكه جهنّم، لايق شفاعت شوند و خدا دانا است كه امَدِ آنان تا چه اندازه است.
علاوه بر آن، آياتى در قرآن كريم درباره شفاعت وارد شده است كه با توجه به آنها نمىتوان براى انسان آرامش پيدا شود، خداوند مىفرمايد: مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ [١] و مىفرمايد: وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى [٢] و امثال آن، كه در عين حال كه شفاعت ثابت است لكن نصيب چه اشخاصى و چه گروهى و با چه شرايطى و در چه وقت شامل حال مىشود، امرى است كه نمىتوان انسان را مغرور و جرى كند. اميد به شفاعت داريم لكن اين اميد بايد ما را به سوى اطاعت حق تعالى كشاند، نه معصيت.
پسرم! سعى كن كه با حق النّاس از اين جهان رخت نبندى كه كار بسيار مشكل مىشود.
سر و كار انسان با خداى تعالى كه ارحم الراحمين است بسيار سهلتر است تا سر و كار با انسانها. به خداوند تعالى پناه مىبرم از گرفتارى خود و تو و مؤمنين در حقوق مردم و سر و كار با انسانهاى گرفتار. و اين نه به آن معنى است كه در حقوق اللّه و معاصى سهل انگارى كنى، اگر آنچه از ظاهر بعض آيات كريمه استفاده مىشود در نظر گرفته شود، مصيبت بسيار افزون مىشود و نجات اهل معصيت به وسيله شفاعت، به گذشت مرحلههاى طولانى انجام مىگيرد.
تجسّم اخلاق و اعمال و لوازم آنها و ملازمه آنها با انسان، از ما بعد موت تا قيامت كبرى و از آن به بعد تا تنزيه و قطع رابطه به وسيله شدّتها و عذابها در برازخ و جهنّم و عدم امكان ربط با شفيع و شمول شفاعت امرى است كه احتمال آن كمر انسان را مىشكند و مؤمنان را به فكر اصلاح به طور جدّى مىاندازد. هيچ كس نمىتواند ادّعا كند كه قطع به خلاف اين احتمال دارد مگر آنكه شيطان نفسش چنان بر او مسلّط باشد و با او
[١] سوره بقره، آيه ٢٥٥: چه كسى، جز به فرمان او، مىتواند در پيشگاهش به شفاعت برخيزد
[٢] سوره انبيا، آيه ٢٨: و هر گز شفاعت نمىكنند مگر آنان را كه مورد رضايت (خدا) هستند.