صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٦ - هميشه توجه داشته باشيد كه كارهايتان در محضر خداست
اشخاصى كه علاقهمند بودند به آنها، آنها را اينها از بين بردند؛ مثل آقاى حكيم [١] كه مردم علاقهمند بودند، مرجعشان بود، آن طور با ايشان عمل كردند، ايشان را در خانه تقريباً حبس كردند و ريختند در منزل ايشان در بغداد- كه رفته بودند براى معالجه- ريختند در منزل، ايشان را تفتيش كردند؛ در منزل يك مرجعى. و مردم متوجه به اين مسائل هستند كه اينها از اول با اسلام بد بودند، از اول با مسلمين بد بودند.
شعار اسلام خواهى و صلح دوستى صدام
حالا كه صدام ديگر از بين رفته است، حالا هى شعار اسلام مىدهد و شعار صلح دوستى، و مىگويد: ما هم دفاع كرديم. حالا ايشان از ما ياد گرفته است كه ما مىگوييم: ما دفاع [مىكنيم.] ما واقعيت را مىگوييم. او هم مىگويد: ما از اول مىخواستيم دفاع كنيم از عراق. خوب، كى به شما حمله كرده بود كه مىخواستيد دفاع كنيد؟ و [مىگويد:] ما پيروز شديم از باب اينكه نگذاشتيم كه- مثلًا- اينها بريزند همه عراق را بگيرند! خوب، حالا ايشان پيروز باشند، اما با پيروزى كنار بروند؛ همان طورى كه با پيروزى عقب نشستند، با پيروزى هم بروند سراغ يك كار ديگرى. بروند پاريس با آن ديگران كه هستند؛ با آنها بنشينند و ايشان هم يك دولت عراقى تشكيل بدهند. حالا كه ما از همه قسم داريم؛ ما از شاه گرفته، شاه قانونى [٢]! تا نخست وزير قانونى [٣]! تا رئيس جمهور قانونى [٤]! تا همه چيز قانونى، ما الآن در خارج داريم، خوب، ايشان [٥] هم بروند آنجا قانوناً همه چيز را درست كنند؛ اين مانعى نيست.
هميشه توجه داشته باشيد كه كارهايتان در محضر خداست
در هر صورت، همه اينها با ما مخالفاند و ما بايد [با] توجه به اسلام، توجه به خداى
[١] مرحوم آقاى سيد محسن حكيم، از مراجع بزرگ تقليد، در گذشته به سال ١٣٨٩ ه. ق. در نجف اشرف
[٢] رضا پهلوى، فرزند بزرگ محمد رضا، خود را، در آوارگى «شاه قانونى ايران» ناميده است
[٣] شاپور بختيار، كه خود را نخست وزير قانونى ايران مىدانست!
[٤] اشاره به ابو الحسن بنى صدر، كه پس از عزل و فرار به خارج، همچنان خود را رئيس جمهور قانونى! مىنامد؛ و مسعود رجوى، سردسته منافقين، كه خود را «رئيس جمهورى دمكراتيك ايران» مىداند!
[٥] صدام حسين، رئيس جمهور عراق.