صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٥ - ناتوانى صدام در انجام جنايات بيشتر
اصلًا كلمه «پيروزى» مفاد خودش را از دست داده است. مردكه [١] عقبش زدند، توى دهنش زدند، بيرونش كردند، مىگويد: ما پيروز شديم! محتوا از دست رفته. در نطقش، آن قدر از اسلام تعريف مىكند، مىگويد شماها در طول تاريخ- حالا من الفاظش را خيلى يادم نيست، اين را بايد هر كس برود ببيند- به اين درجه دارها و اين افسرهايى كه جمع شدند آنجا، مىگويد شما در طول تاريخ، نه حالا، براى نسلهاى آينده و طول تاريخ ثابت كرديد كه علاقهمند به اسلام هستيد، علاقهمند به مردم هستيد، با مردم خوش رفتارى كرديد! اين اگر الفاظ از دست نرفته باشد، محتوايش از دست نرفته باشد، خوب اين هم مىشود يك آدمى راه برود توى جمعيت و اين حرفها را بزند!
من اين قدرت بيان صدام و جرأتش را وقتى شنيدم كه اين طورى جرأت دارد كه صاف، آن چيزى كه بر خلاف است، در حضور جمع، صاف مىگويد و در آن هم تبليغ مىكند، من ياد يك قصهاى افتادم كه يك كسى از يك نفر شاعر پرسيد كه شاعرتر از همه عرب كى است؟ گفت: بيا تا من نشانت بدهم. مىگويند: برد او را در منزل خودش، ديد كه يك پير مردى نشسته و از پستان بُز دارد مىمكد و خيلى كثيف است، خيلى چطور است. گفت: اينكه مىبينى، اين از پستان اين بز مىمكد، اين پدر من است و اين هم براى اين از خود پستان مستقيماً مىمكد كه اگر بدوشد، يك خُردهاى از اين شيرها مىماند به كاسه و اين قدر اين آدم بخيل است، اشعر، اشعر شعراى عرب، آن كسى است كه نمىدانم چندين سال است، سى سال است به اين پدر افتخار كرده، توى عرب با اين پدر افتخار! ... من بايد بگويم اخطب خطباى عرب، صدام است كه به اين شكستها، پيروزى مىگويد؛ افتخار مىكند.
ناتوانى صدام در انجام جنايات بيشتر
از حرفهايى كه تازگى زده است، اين است كه اگر ايران بخواهد شهرهاى ما را چه
[١] صدام حسين و ارتش او.