صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٤ - نامه اخلاقى و عرفانى به آقاى سيد احمد خمينى (پندها و نصايح)
حق بر قلوب شيفتگان محبوب حقيقى، و حبّ به آن اگر ناشى از حبّ به خدا باشد و به عنوان جلوه او- جلّ و علا- باشد، مطلوب و موجب كمال است و اگر ناشى از حبّ به نفس باشد رأس همه خطيئهها است، پس دنياى مذموم در خود تو است، علاقهها و دلبستگىها به غير صاحب دل موجب سقوط است. همه مخالفتها با خدا و ابتلا به معصيتها و جنايتها و خيانتها از حبّ خود است، كه حبّ دنيا و زخارف آن و حبّ مقام و جاه و مال و منال از آن نشأت مىگيرد در عين حال كه هيچ دلى به غير صاحب دل به حسب فطرت بستگى نتواند داشت لكن اين حجابهاى ظلمانى و نورانى كه ما را و همه را از صاحب دل غافل دارد و به گمان و اشتباه خود، غير صاحب دل را دلدار مىداند، ظلمات فوق ظلمات است. ما و امثال ما به حجابها [ى] نورانى نرسيديم و در حجابهاى ظلمانى اسير هستيم. آنكه گويد:
هَبْ لى كَمالَ الانْقِطاعِ الَيْكَ وَ انِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الى مَعْدِنِ الْعَظَمَة
از حجابهاى ظلمانى گذشته است شيطان كه در مقابل امر خدا ايستاد و به آدم خضوع نكرد، در حجاب ظلمانى خود بزرگبينى بود و خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ و أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ [١] گويان از ساحت ربوبى مردود شد، و ما نيز تا در حجاب خودى هستيم و خودبين و خودخواه هستيم، شيطانى هستيم و از محضر رحمان مطرود، و چه مشكل است شكستن اين بت بزرگ كه مادر بتها است!
و ما تا خاضع او و فرمانبردار او هستيم خاضع براى خدا و فرمانبردار او- جلّ و علا- نيستيم و تا اين بت شكسته نشود حجابهاى ظلمانى دريده و برداشته نشود. اوّل بايد بدانيم كه حجاب چيست كه اگر ندانيم، نخواهيم توانست درصدد رفعش- يا لا اقل تضعيفش- برآييم و يا لا اقل هر روز به غلظت و قوّت آن نيفزاييم. در حديثى است كه «بعض اصحاب رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- خدمت ايشان بودند صدايى به گوششان رسيد، سؤال كردند: چه صدايى است؟ فرمودند: صداى سنگى بود كه هفتاد سال قبل، از لب جهنم حركت كرده بود و حال به قعر جهنّم رسيد، آن گاه مطلع شدند كه كافرى هفتاد
[١] مرا از آتش آفريدى و من از او برترم. اشاره است به آيه ١٢، سوره اعراف.