صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨١ - از بين رفتن كشاورزى و صنعت در رژيم سابق
دولت؛ هر جا مىرفت، پاى آنها در آنجا بود. همه جا نفوذ داشتند و اين كشور را با تمام قدرت كشاندند به طرف غرب اخيراً يا به طرف شرق. و كشور ما را يك كشور وابسته شكست خورده [كردند؛] اگر چند سال ديگر دست آنها بود، غير قابل اصلاح بود.
خداى تبارك و تعالى بر همه ما، بر همه ملت ما و بر مسلمين منت گذاشت و عنايت كرد، الطاف خودش را در اين كشور عنايت كرد، جلوه داد، و اين كشور را سر تا پايش را بيدار كرد. با اينكه اين مسائل كه من عرض مىكنم شايد اكثر مردم نسبت به آن بىتفاوت بودند و توجهى نداشتند، لكن يك مطلب را همه يكدفعه متوجه شدند كه امريكا مىخواهد ما را از بين ببرد. اين مطلبى بود كه سر تا پاى اين كشور توجه به آن كرد: اينكه امريكا مىخواهد ما را مستعمره خودش بكند و تمام حيثيت ما را، حيثيت اسلامى مارا، حيثيت ملى ما را و ذخاير ما را مىخواهد از بين ببرد.
اين يك مطلبى بود كه در سر تا پاى اين كشور منعكس شد و مردم باورشان شد. و باوركردنى هم بود؛ براى اينكه همه چيز را مىديدند. اين روحيهاى كه در اين كشور پيدا شد به عنايت خدا پيدا شد. هيچ كس نمىتواند ادعا كند كه من يك همچو كارى كردهام؛ امكان نداشت كه بشر بتواند. از بچهاى كه تازه زبان در آورده تا پيرمردى كه در بيمارستان خوابيده و دم مرگش هست، اين كشور را اين طور توجه بدهد به اينكه ما مىخواهيم مسلمان باشيم، و ما مىخواهيم مملكتمان مملكت آزاد باشد، مستقل باشد، اسلامى باشد.
اين يك دست غيبى بود كه بر سر اين كشور كشيده شد و اين كشور را بيدار كرد.
و امروز اين كشور ما بحمد اللَّه تعالى، طورى است كه هرجا بروى، توجه به اسلام هست. شما در هر جا، در عشاير بروى، عشاير از زير بارهاى سنگينى كه رژيم سابق به آنها تحميل كرد، بيرون آمدهاند؛ متوجه به اسلام شدهاند. برويد در دهات دور افتاده اين كشور؛ هر جا شما برويد، مىبينيد كه بچه و بزرگشان مىگويند كه ما استقلال و آزادى را مىخواهيم و از امريكا انتقاد مىكنند و از اجانب انتقاد مىكنند.