صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٣ - بهانه بودن درخواست صلح
حاضريم به اينكه جنگ بكنيم. اينجا كه از خودمان است و جنگ مىكنيم، آنجا هم از خود ما است. ما حاضريم، لكن راه دادن به ما براى رفتن، بايد يك چيزى ما به شما بدهيم كه شما راه بدهيد! بايد ما مجرم را ديگر كار نداشته باشيم! بايد بنشينيم صلح كنيم ديگر با هم، دست به گردن هم بيندازيم كه اين همه آمدى جرم كردى! براى اينكه حالا مىخواهى به من همراهى كنى، بيا يك چيزى هم به ما بده تا همراهى كنيم! نه، اين مسأله غير عقلايى است و هر گز نخواهد شد. مسأله راه دادن يك چيزى است كه شما بايد التماس كنيد كه ما بياييم برويم سراغ آن كار را بكنيم. ما داوطلب هستيم، شما بايد از ما خواهش كنيد كه آقا بياييد با ما كمك كنيد تا ما برويم جلوى اين را بگيريم، اگر راست مىگوييد كه با اسرائيل مخالفيد و اگر مسأله اين نيست و با اسرائيل مخالف نيستيد و مىخواهيد ما نرويم آنجا، شرط را اين طور قرار مىدهيد كه حالا بدون همه قيدى مصالحه كنيم، آن وقت شما تشريف بياوريد ببريد. آن هم «تشريف بياوريد» حرفى است، تا به صورت واقعى.
من اميدوارم كه ان شاء اللَّه، همان طورى كه شما در جبهههاى جنگ پيروز شديد و پيروز هستيد و اميدوارم كه هميشه پيروز باشيد، همين طور در معنويات هم، كه مهم است- كه اين ماديات تابع آن معنويات است- اين معنويات هر چه قوى بشود، شما قويتر خواهيد شد. يك نفر آدم با ايمان مىتواند با هزاران نفر بىايمان مقابله كند، و شما در اين- عرض- مدتى كه جنگ كردهايد، ديدهايد كه مسأله اين طورى است كه ايمان وقتى كه در ميدان مىآيد، همه چيز را از بين مىبرد. مقابلش هر چه هست از بين مىبرد.
ان شاء اللَّه، خداوند ايمان همه ما را زياد كند. و شما را در اين دو قطب معنويت و ماديت تقويت كند. و اسلام را ان شاء اللَّه، از شرّ همه قدرتمندان نجات بدهد. و اين تحولى كه در ايران هست ان شاء اللَّه، باقى باشد. و تا ظهور امام زمان، اين ملت بتواند اين كشور را به طور شايسته تحويل ايشان بدهد، ان شاء اللَّه.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه.