صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٩ - صدام با اساس اسلام مخالف است
بتوانند فضايل ما را بگيرند. در زمانى كه همه مسلمين گرفتار كفار و مشركين و منافقين هستند، وقت آن نيست كه ما با هم جنگ و نزاع كنيم.
صدام با اساس اسلام مخالف است
اما مسئلهاى كه بين ما و عراق است- و ممكن است شما از آن بىاطلاع باشيد- اين است كه صدام از زمانى كه من در نجف تبعيد بودم، در بين مردم، به عنوان مخالف اسلام و به جلّادى و خونخوارى معروف بود. البته در آن زمان، هنوز رئيس دولت نبود. اما وقتى كه رئيس جمهور شد، به اسم اينكه ايران و ايرانيها فارس و مجوسند، با تحريك امريكا، از زمين و دريا و هوا به ايران حمله كرد، و ملت ما وقتى كه متوجه گشت، همراه با قواى مسلح اسلام، آنها را متوقف ساخت. و الآن هم كه سال سوم جنگ نزديك است، صدام مهاجم و ما هميشه در حال دفاع بودهايم. ما بر حسب حكم اسلام و قرآن و عقل نمىتوانيم كه دفاع نكنيم. آنها هر روز به شهرهاى ايران و بر روى مردم بىدفاع، بمب و يا موشك مىاندازند و تا زمانى كه آنها اين گونه تجاوز مىكنند، ما دفاع خواهيم كرد.
صدام در طول اين مدت مرتب مىگفت: «صلح» و صلح او عبارت از اين بود كه خوزستان به او داده شود. ما الآن هم صلح را مىخواهيم، به شرط اينكه آدم متجاوز سر جايش بنشيند. ملت ما ايستاده و در صحنه است تا به خواستههاى مشروع خود دست يابد؛ زيرا عراقيها به كشور ما آمدهاند و هر كجا را كه گرفتهاند با بمب خراب كردهاند، به طورى كه الآن بسيارى از شهرها و دهات غرب و جنوب به تل خاكى تبديل گرديده است. حرف ما اين است كه متجاوز بايد غرامت ما را بدهد و اشخاص با صلاحيت بيايند و متجاوز را تشخيص داده و مجازات كنند. ما هر گز به مردم عراق تعدى نكردهايم. در حالى كه نيروهاى ما مىتوانند بغداد و يا بصره را بزنند، ولى اين كار را نمىكنند. شما تحقيق كنيد و ببينيد كه آنها هر روز آبادان و بعضى از شهرهاى ديگر ما را مىزنند و مردم بىدفاع ما را كشته و مىگويند ما نظاميها را مىكشيم. ما با ملت عراق برادر هستيم و خاك آنجا را مقدس مىدانيم. آنجا محل اهل بيت و مدفن امير المؤمنين و امام حسين- عليهم