صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٤ - برترى يك روز كارگر بر يك عمر سرمايهدار
مراكز فحشا. آن طور زحمتهايى كه دارد و آن طور مرضهايى كه هست و آن طور گرفتاريهايى كه هست، شما كارگرها بحمد اللَّه، نديديد و اميد است كه نبينيد.
شما قدر اين كارگرى را بدانيد كه اين كارگرى، هم مزاج شما را سالم نگه مىدارد [و هم روح شما را.] و اگر چنانچه انسان بىكار بيفتد، آن فعاليتهايى كه در بدنش و در سلولهاى بدنش بايد بشود، آنها هم از كار مىافتد. و كسانى كه فعاليت دارند. به اندازهاى كه فعاليت دارند، [سلولهاى] آنها هم به كار مىافتد و جبران مىكنند نقيصهها را. و شما مىبينيد كه در يك گروه زياد از كارگرها يكى دو نفر را شايد پيدا بكنيد كه اينها مريض باشند و افسرده باشند. و اينها همه الحمد للَّه، سر حالاند و خيال مىكنند كه آنها آسودهاند. اين، خيالى است كه آنها مىكنند، در صورتى كه آنها، آن طبقه- به اصطلاح خودشان- بالا و به حسب واقع، پايين، آنها اين قدر افسردگيها و گرفتاريها را دارند كه به حساب نمىآيد.
اين يك مسئلهاى است كه بايد شما خودتان بعد فكرش را بكنيد و مطالعه كنيد در بين خودتان. جوانهاى خودتان را مقايسه كنيد با آنهايى كه بىكار مىگذرانند و به هرزه درى و به هرزهگرى عمر خودشان را مىگذرانند، و آن ارزشى كه شما داريد، شما برادران داريد و آن ارزشى كه اسلام به شما داده است. از پيغمبر اكرم شنيدهايد كه نقل شده است كه كف دست يك كارگر را- يعنى، همان محلى كه كار درش تأثير كرده و پينه بسته- آنجا را بوسيد و اين، يك نشان ارزش است براى كارگر در طول تاريخ؛ پيغمبر اسلام، كه اولين فرد انسانهاست و بزرگترين انسان كامل است، نسبت به كارگر آن طور تواضع بكند و كف دست او را كه علامت كار است، ببوسد! اين نكته دارد كه كف دست را بوسيده، نه پشت دست را؛ كف دست آثار كار درش هست، مىخواهد ارزش كار را به عالميان اعلام كند، به مسلمين اعلام كند كه ارزش كار اين است كه آنجايى كه كارگر كار كرده است، در اثر كار يك نشانهاى پيدا كرده است؛ من آنجا را مىبوسم كه ملتهاى اسلامى و بشر ارزش اين كارگر را بداند.
و من امروز عرض مىكنم كه كارگر امروز، با كارگر آن وقت بسيار فرق دارد. آن وقت