صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٧ - حكم قرآن در مورد متجاوز
لكن بياييد ما را صلح بدهيد! اين صلح را كدام انسان مىتواند بپذيرد؟ اين اسمش صلح هست اصلش؟ ايران كه مىگويد تا از خانه ما بيرون نرويد، و تا جرمهايى كه كرديد، معلوم نشود كه شما مجرم هستيد و تا ضررهايى كه به ايران زديد جبران نشود و حكم به جبران نشود، صلح معنا ندارد، براى اينكه صلح بدون اينها يعنى يك مقدار از خاك ما دست آنها باشد و بعد بگويند گرفتيم اين را و مال خودمان. اين ضررهايى كه به ايران وارد شده است كه ضررهاى انسانىاش بسيار با اهميت و ضررهاى مادىاش هم همين طور، اين ضررها را زديم، حالا بياييد صلح كنيم. يك مقدارى از خاك ايران مال ما باشد و حدش را بياوريم اين ور آبادان مثلًا، حدش را قرار بدهيم خونين شهر، اين صلح است؟! ما مىگوييم به همه كشورهاى اسلامى و تمام كشورهاى عرب و غير عرب، ما مىگوييم كه ما حَكَم را قرآن قرار مىدهيم. قرآن كتاب آسمانى مسلمين است، طايفه يا طايفه ديگرى ندارد، ما حكم را قرآن قرار مىدهيم، ما يك آيهاى از قرآن كريم را حكم قرار مىدهيم و عقلاى عالم، اشخاصى كه مىخواهند صلح بدهند ما را، با همين يك آيه عمل بكنند و ما قبول داريم. صدام هم كه مىگوييد و خودش اقرار مىكند كه من مسلمان هستم، در عين حالى كه ما بعيد مىدانيم، اين قرآن است. ساير كشورهاى اسلامى هم كه مىگويند كه ما، ملتها قرآن را قبول دارند، حتماً دولتها هم مىگويند ما به قرآن اعتقاد داريم، بيايند بنشينند، نماينده بفرستند، ما قرآن كريم را باز مىكنيم، سوره حجرات را باز مىكنيم و يك آيه از آيات سوره حجرات را برايشان مىخوانيم، مىگوييم بياييد با اين عمل كنيد. در آن آيه اين است كه «اگر دو طايفهاى از مؤمنين با هم جنگ كردند، شما صلحشان بدهيد و اگر يك طايفهاى از اينها تجاوز به طايفه ديگر كرد، همهتان مكلفيد كه با او قتال كنيد، جنگ كنيد تا اينكه به اطاعت خدا برگردد. وقتى به اطاعت خدا برگشت، صلح كنيد به عدالت، به قسط». [١] ما مىگوييم به دنيا كه بياييد ببينيد كه ما در خاك عراقيم يا عراق در خاك ماست؟ اگر ما در خاك عراقيم، شما با ما جنگ
[١] سوره حجرات، آيه ٩.