صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٩ - تهمت همكارى با اسرائيل
مع الأسف، اين دولتهاى اسلامى بسياريشان به جاى اينكه با اسرائيل جنگ كنند، به جاى اينكه دست اتحاد به ايران بدهند كه اسرائيل را دفن كنند، اسرائيلى كه به همه چيز مسلمين طمع دوخته است، اسرائيلى كه برنامهاش اين است كه از نيل تا فرات مال اوست، اين اسرائيلى كه مكه و مدينه مكرمه را از خودش مىداند و مىخواهد دست درازى كند، مع الأسف، اين حكومتها به او كار ندارند، بلكه مىخواهند [به رسميت] بشناسند او را و همه تبليغات خودشان را و همه همّ و غم خودشان را به اسلام و به حكومت اسلامى ايران متمركز كردهاند. تا گفته مىشود كه ما از اين حدودى كه داريم و چيزى كه از اول گفتهايم هيچ قدمى كنار نمىگذاريم، فوراً مىبينيد كه يك جا مىگويد كه ديگر صلح امكان ندارد، براى اينكه ايران سر صلح ندارد. مگر آن حدودى كه ما گفتيم چيست؟ جز اين است كه بايد بيرون برود تا ما بنشينيم با او صلح كنيم؟ ما قرآن مىگوييم، ما حكم قرآن را مىگوييم كه همه مسلمين بايد با اين جنگ كنند تا اين بيرون برود. اگر بعد از جنگ سر فرود آورد به احكام اسلام، آن وقت بنشينند صلح كنند، آن هم صلح به قسط و عدل. مسلمين بيايند ببينند؛ بابا بيخود صرف وقت در تبليغات نكنند و حُسن قضيه اين است كه تبليغات اين قدر اختلاف دارد و اين قدر اعوجاج دارد و اين قدر خلاف ضرورى است كه ديگر هر كه بشنود هم، اگر راست هم اينها بگويند، مىگويند دروغ است. اين بوقهاى تبليغاتى كه هر روز يك چيز مىگويند و هر روز يك مطلب واضح الفساد را مىگويند، طورى اينها حيثيت خودشان را از دست دادهاند كه هر كه بشنود كه راديوى كذايى چه گفت، مىگويد راديو دروغ مىگويد. راديويى كه مىگويد كه زن و مرد ايران ديگر برگشتهاند از حكومت اسلام، از اين حكومت پشت كردهاند يا نقل مىكند از بعض اشخاص فاسدى كه به واسطه فسادش نتوانسته است در ايران بماند و فرار كرده، نقل مىكنند كه اينها جوانها و زنهاى آبستن، بچهها و اينها را در خيابانها هر روز مىكشند، در عين حالى كه خود اين تروريستها دارند اين كارها را مىكنند، اين كارها را انجام مىدهند و بعد مىگويند ايرانيها اين كار را مىكنند. بله ايرانى است، اما كدام ايرانى؟ آن ايرانى كه به اسم «مجاهد خلق» بر ضد خلق، با اسم «فدايى خلق» بر ضد خلق قيام كرده است، آن