آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤ - چند روایت
میکند، یعنی به اعتبار یکی از شرایط و آداب دوستی به دوست «خلیل» میگویند.
ولی من فکر میکنم- چنانکه برخی عرفا هم گفتهاند- ریشه این کلمه این نیست. این کلمه از همان ماده «تخلل» است. تخلل یعنی آمیختگی، یکیشدن. اگر خلیل از ریشه «خلّت» به معنای حاجت باشد، ما خدا را میتوانیم «خلیل ابراهیم» بنامیم ولی ابراهیم را دیگر نمیتوانیم «خلیل اللَّه» بگوییم. خدا را به اعتبار اینکه نیازمندیهای ابراهیم علیه السلام را بر میآورد میتوان گفت خلیل ابراهیم است اما ابراهیم چطور؟ ظاهر این است که خلّت به معنی آمیختگی است. دو نفر وقتی با همدیگردوست میشوند، ولو ریشهاش مطامع باشد، بالاخره با یکدیگر اختلاط و امتزاج روحی پیدا میکنند. مولوی میگوید:
میرود از سینهها در سینهها | از ره پنهان صلاح و کینهها | |
چند روایت
در کافی حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام هست که راجع به شرایط دوستی میفرماید:
«مَنِ اسْتَحْکمَتْ لی فیهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصالِ الْخَیرِ احْتَمَلْتُهُ عَلَیها وَ اغْتَفَرْتُ فَقْدَ ماسِواها وَ لا اغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لا دینٍ» اگر کسی یک خصلت نیک در او باشد و سایر خصلتها را نداشته باشد برای من قابل تحمل است که به خاطر همان خصلت نیکش با او دوستی کنم. اما دو چیز است