آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤
شوندهای و متنبّه شوندهای هست؟
در ایامی که اهل بیت علیهم السلام در شام به سر میبردند، آن طور که تواریخ نوشتهاند، اوایل خیلی بر آنها سخت میگرفتند. در خرابهای زندگی میکردند که نه مانع گرما بود و نه مانع سرما، یعنی خرابهای بیسقف، و از هر جهت فوقالعاده بر آنها سخت بود ولی طولی نکشید که خود یزید به اشتباهش از نظر سیاسی پی برد، نه اینکه بگویم توبه کرد، به اشتباهش از نظر سیاسی پی برد که این کار به ضرر مُلکداری او شد. از آن به بعد دائماً به عبیداللَّه زیاد فحش میداد که خدا لعنت کند پسر زیاد را، من نگفته بودم چنین کن، من به او گفتم برو کلاه بیاور او سر آورد، من دستور قتل حسین بن علی را نداده بودم، او از پیش خود چنین کاری را کرد. این حرف را مکرر میگفت- در صورتی که دروغ میگفت- برای اینکه خودش را تبرئه کند و این [حادثه] را به گردن ابن زیاد بیندازد و خودش را از آثار شومی که در ملکداریاش پیشبینی میکرد مصون بدارد؛ و از جمله کارهایی که کرد این بود که وضع اسرا را تغییر داد چون اگر در همان وضع باقی میماندند میگفتند بسیار خوب، اینجا که دیگر ابن زیاد نیست، حالا چرا اینچنین میکنی؟ دستور داد که آنها را در خانهای نزدیک خانه خودش سکنی بدهند، و امام زینالعابدین علیه السلام آزادی داشتند و در کوچهها و خیابانها رفت و آمد میکردند و بسیاری از روزها حضرت را دعوت میکرد که با خودش شام یا ناهار بخورند و حتی روزی به حضرت گفت اگر من توبه [کنم پذیرفته است؟] [١] و صلّی اللَّه علی محمد و الهالطاهرین.
[١]. [چند جمله از پایان این جلسه به دلیل تمام شدن نوار ضبط نشده است و دعای آخر جلسه از جلسات دیگر آورده شده است.]