آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - عالم، کتاب حق تعالی
معناست؛ اما برای آدم غیرموحد، برای آدم مادی معنی ندارد، مثل خطوطی است که یک آدم بیسواد آن را نگاه میکند. از نظر آدم بیسواد غیر از خطهایی چیز دیگری وجود ندارد، این خطوط برای فهماندن یک مقصود نیست. اینکه قرآن کریم این همه روی کلمه «آیه» تکیه دارد برای همین است، یعنی میخواهد یک نفر موحد عالَم را آنچنان مطالعه کند که یک آدم باسواد کتابی را مطالعه میکند، از آن، معنی و مقصود بفهمد؛ لذا تعبیر به «کتاب» میشود؛ عالم کتاب حق تعالی است و این تعبیری بوده که از قدیم به کار میبردند. محمود شبستری میگوید:
به نزد آن که جانش در تجلّاست | همه عالم کتاب حق تعالی است | |
اساساً تعبیرات خود قرآن از این مطلب حکایت میکند. در آن شعر منسوب به امیرالمؤمنین که میفرماید:
دَواؤُک فیک وَ ما تَشْعُرُ | وَ داؤُک مِنْک وَ ما تُبْصِرُ | |
أَتَزْعَمُ انَّک جِرْمٌ صَغیرٌ | وَ فیک انْطَوَی الْعالَمُ الْاکبَرُ | |
منظورم این شعر سوم است:
وَ انْتَ الْکتابُ الْمُبینُ الَّذی | بِاحْرُفِهِ یظْهَرُ الْمُضْمَرُ [١] | |
تو آن کتاب آشکار هستی که با حروف آن، معانی پنهان آشکار میشود؛ یعنی ای انسان تو یک کتابی هستی که حروف و کلماتی که در آن هست رازها را نشان میدهد. قرآن، هم آیات خود را میگوید «آیه» و هم به کوه و دریا و خورشید و ماه و ستاره و خلقت انسان میگوید «آیه». چرا قرآن کلمهای را انتخاب کرده است که آن را همان طور که درباره جملههایی از قرآن تعبیر میکند و مجموعی از جملههای قرآن را «آیه» میگوید، دستگاهی از دستگاههای آفرینش را هم «آیه»
[١]. دیوان خطی امیرالمؤمنین، ص ٣٥ (به جای کلمه «أتزعم» کلمه «وَ تَحْسَبُ» است).