آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١ - استدلال بر معاد از راه توحید
حقیقت میبینند و در حقیقت حاقّه را میبینند که عین متن حق و حقیقت است.) [مفاد آیات] این است که اگر دنیا را از آخرت مجزّا کنیم جز یک لعب و بازی و بازیچه چیز دیگری نیست و برای اهل دنیا کارهای حکیمانهشان هم بازی است.
آیه «انَّمَا الْحَیوةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَینَکمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْامْوالِ وَ الْاوْلادِ» [٢] همین مطلب را بیان میکند. مولوی داستان خوبی در تفسیر این آیه دارد؛ میگوید:
کودکان هر چند در بازی خوشند | شب کسانشان سوی خانه میکشند | |
شب شد و شد گرمِ بازی طفل خُرد | دزد ناگاهش لباس و کفش بُرد | |
آنچنان سرگرم به این کار بیهوده خودش هست که آنچه برایش لازم میآید- که کفش و لباس است- اساساً از یادش میرود.
شب شد و بازی و او شد بیمدد | رو ندارد که سوی خانه رود | |
بعد میگوید: «نی شنیدی انَّمَا الدُّنْیا لَعِب؟» حکایتِ همین است.
«ما خَلَقْناهُما الّا بِالْحَقِّ وَ لکنَّ اکثَرَهُمْ لایعْلَمونَ». اول کلمه «لاعب» را آورد؛ اینجا نقطه مقابل لاعب، «حق» را ذکر میکند. خیر، آسمانها و زمین (مجموع آسمانها و زمین چون عالم عِلوی و سفلی است به صیغه تثنیه آورده شده. نفرمود «ما خلقناهنّ» چون آسمانها جمع است، بلکه به اعتبار اینکه همه آسمانها و زمین مجموع عالم علوی و سفلی را تشکیل میدهد به صورت تثنیه ذکر میکند) ما ایندو را- آسمان و زمین را- نیافریدیم الّا بِالْحَقّ. این «ب» در «بالحق» را در اصطلاح ادبی «باء ملابست» میگویند. در تعبیر فارسی اینطور باید بگوییم: مگر توأم با
[١]. حدید/ ٢٠.