آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - درخت زقّوم
«فَامُّهُ هاوِیةٌ.وَ ما ادْریک ماهِیهْ.نارٌ حامِیةٌ». اینجا خود آیه کاملًا موضوع را مشخص میکند که چگونه افرادی که تمام همّ و مقصد و خواسته و آرزوها و آمالشان، تمام آنچه دربارهاش فکر میکنند و میاندیشند مادیات زندگی است و از معنویت در آنها هیچ خبری نیست، همان کسانی هستند که اصلًا جز جهنم و آتش جهنم چیز دیگری را قصد نمیکنند، یعنی آنچه که در آنجا هست تجسم همین است که اینها در دنیا داشتهاند. آنوقت این درخت از کجا رشد میکند؟ از همین حالتی که انسان در متن دنیا قرار میگیرد. این درخت که به نام «درخت زقّوم» است، که درختی است که در آن اصل و متن جحیم و در آن عمق جهنم میروید، یعنی تمام وجود انسان یک وجود جهنمی میشود، اصلًا خودش جهنم است. این درختی که از آن عمق و ریشه قلب خود این [انسان] رشد و طلوع کرده است، این خود همین آدم است و این [انسان] خودش در اینجا عین جهنم شده، یعنی در آنجا یک پارچه آتشِ تجسم یافته است. این است که آنجا میفرماید: «انَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فی اصْلِ الْجَحیمِ.طَلْعُها کأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّیاطینِ». «طَلْع» آن مایع و نطفهای را میگویند که در درخت خرمای نر وجود دارد، از این میگیرند و میپاشند در درختهای خرمای ماده تا میوه بدهد، و یا گاهی گرد اینها را ممکن است باد ببرد و برساند. خلاصه حکم نطفه را دارد که مولّد است. آنجا تعبیر این است: «طَلْعُها کأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّیاطینِ» گویا کلّههای شیطان است. در آیه «وَ قَیضْنا لَهُمْ قُرَناءَ» [١] خواندیم که برای افرادی از شیطانها قرینهایی پیدا میشود که شیطانهایی است که از وجود خود اینها آفریده میشوند. آن سلسله از اخلاق شیطانی اینها که حکم طلع را دارد و مولّد است و منشأ پیدایش
[١]. فصّلت/ ٢٥.