آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی و غذای بهشتی
چشم از آن لذت میبرد موضوع «زیبایی» است. زیبایی، خودش یک امر روحی و معنوی است، زیبایی دیگر امر جسمی نیست. آنچه که چشمها از آن لذت و بهجت میبرند. دیگر نمیگوییم چی؛ آنچه که چشم لذت و بهجت میبرد. بعضی مفسرین گفتهاند «عین» در اینجا اعم است از عین رأس و عین قلب. آنچه که بینش انسان و دیدن انسان ازآن لذت میبرد، که در یک آیه دیگر در سوره «الم سجده» خواندیم: «فَلاتَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِی لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْین» [١] کسی نمیداند، هیچ نفسی نمیداند که چه چیزها که مایه روشنایی چشمهاست در آنجا پنهان است، یعنی امکان ندارد انسان در این دنیا بفهمد. اگر یک جنین در رحم میتواند لذات و آلام این دنیا را درک کند، یک انسان دنیایی هم میتواند لذات و آلام آن جهان را درک کند. پس غیر از اینکه تعبیری بیان کنند و بعد بگویند مطلب بالاتر از این حرفهاست [راه دیگری نیست.] حدیث نبوی است که: «وَ فیهِ ما لا عَینٌ رَأَتْ وَ لا اذُنٌ سَمِعَتْ وَ لا خَطَرَتْ عَلی قَلْبِ بَشَرٍ» یعنی آنجا چیزهایی است که نمونهاش را نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است.
«وَ انْتُمْ فیها خالِدون». عبارت، اول مغایب بود (یطافُ عَلَیهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ).
قبلش هم خطاب بود (ادْخُلُوا الْجَنَّةَ وارد بهشت بشوید شما و همسرانتان). یکمرتبه آهنگ کلام از خطاب به غیبت میآید؛ یعنی اول، کلام به این صورت است که مخاطب خود بهشتیها هستند، بعد یکدفعه مثل اینکه با دیگری سخن گفته میشود، کأنّه میگوید مردم دیگر بدانید که اوضاع از چه قرار است، یطافُ عَلَیهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَب، کأنّه ما داریم برای دیگران توصیف میکنیم، آنها که در آن هستند و میدانند، برای
[١]. سجده/ ١٧.