آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - مسئله نحوست ایام
بوده و الآن هم روز دهم محرم شوم است، تا قیامت هم این روز از آن جهت که این روز است شوم است. حادثه کربلا هم در یک روز شوم واقع شد. یک وقت انسان این طور فکر میکند.
این [طرز فکر،] اساسی نمیتواند داشته باشد. نه عقل میتواند آن را قبول کند و نه از نظر نقل ما میتوانیم تأییدی برای آن بیاوریم. ولی یک وقت به آن معنای دوم است: هجدهم ذیالحجه، چون در این روز برای ما حادثه مبارکی رخ داده است ما این روز را مبارک میشماریم. هجده ذیالحجه مبارکی خودش را از حادثه غدیر دارد نه حادثه غدیر از هجدهم ذیالحجه. دهم محرم شومی خودش را (نه اینکه بالذات شوم است) از شهادت امام حسین دارد نه کشته شدن و قتل امام حسین شومی خودش را از دهم محرم دارد. نظیر لفظ و معنا میشود. الفاظ از نظر اینکه الفاظند یعنی حروف الفبا [هستند] ترکیب میشوند از الف و ب و پ و ت و ث و ج تا آخر. هیچ لفظی با هیچ لفظ دیگری فرق نمیکند. ولی الفاظ برای معانی مختلفی وضع میشوند، بعضی الفاظ برای معانی بسیار عالی و لطیف وضع میشوند، مثل اینکه ما از الف و دو تا لام مشدّد و یک الف دیگر و یک «ه» لفظ «اللَّه» را ساختهایم که نام خداوند است. چون معنا مبارک است لفظ هم برای ما لفظی است مبارک، حتی احترام دارد و وقتی که به صورت کتبی درمیآید دست بیوضو هم به آن نمیزنیم.
همین طور اسماء پیغمبران و ائمه؛ یا اسمهایی که بر یک معانی خیلی عالی مثلًا از مقدسات بشر دلالت میکند مثل لفظ «علم» که گویی خود این لفظ هم برای ما جلالتی دارد. [در مقابل،] ما الفاظی را وضع میکنیم برای معانیای که مُسْتَقْبَحٌ ذِکرُه است یعنی بشر قبیح میشمارد که نام آنها را ببرد: «ما یسْتَقْبَحُ ذِکرُهُ». بعد چون آن معنا چیزی است که بشر نمیخواهد آن را بازگو کند گویی قبح معنا در لفظ اثر میگذارد و الّا بدیهی است که